نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٢٣٩ - ٩٠ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است معروف به خطبة الأشباح
باينكه او است كه به قدرت و توانائى خود آنها را بر سر پا نگاهداشته، بما نمود آنچه را كه برهان ضرورىّ و دليل قطعى است و ما را راهنمائى نمود بر معرفت و شناسايى او، (١٣) و آثار صنعت و نشانههاى حكمت او در همه مصنوعات كه ايجاد كرده آشكار است، پس آنچه آفريده حجّت و دليل بر حقيقت او است اگر چه (مانند جمادات و نباتات) بىزبان باشند (و در ظاهر چيزى نگويند) پس تدبير و نظم (اين موجودات) حجّت و برهان گويايى است بر خلّاقيّت او، دليلى است استوار (روى پايه عقل) بر ايجاد كنندگى او، (١٤) و (اكنون كه ثابت شد او است خداوند يگانه و بى همتا و پروردگار جميع موجودات حاضرش دانسته و در مقام تنزيه و تقديسش مىفرمايد:) گواهى مىدهم باينكه هر كس تو را تشبيه كند به مخلوقى كه آفريدهاى و داراى اعضاى گوناگون و مفصلهاى كوچك بهم پيوسته، هستند كه بتدبير و نظم حكمت تو (در زير پوست و گوشت) پنهان است در حقيقت و نفس الأمر تو را نشناخته و يقين ننموده كه مثل و مانندى براى تو نيست (بلكه تصوّر جسم نموده كه مقتضى آن حدوث و فناء و امكان است) و گويا نشنيده است بيزارى جستن بت پرستان را (در قيامت) از بتهائى كه مىپرستيدند آنگاه كه مىگويند (در قرآن س ٢٦ ى ٩٧): تَاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ (ى ٩٨) إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ يعنى بخدا سوگند كه ما در ضلالت و گمراهى آشكار بوديم هنگاميكه شما را با پروردگار عالميان برابر مىنموديم، (١٥) دروغ گفتند آنانكه تو را (با مخلوقات) برابر نمودند، زمانيكه ترا با بتهايشان تشبيه كرده بسبب اوهام بيهوده خود حضرتت را مانند آفريده شدگان جلوه دادند و با انديشههاى خويش ترا مانند اجسام داراى اجزاء، دانستند، و به روّيه عقول ناقصه خود برايت مانند مخلوقات گوناگون مقدار و سنجش قائل شدند، (١٦) و گواهى مىدهم كسيكه تو را بچيزى كه آفريدهاى مساوى دانست از تو برگشته و كسيكه از تو بر گشت كافر است (و باور ندارد كه تو خداوند بى همتائى) بدليل آيات محكمه واضح و هويدا كه از جانب تو (در قرآن كريم به پيغمبر اكرم) نازل شده (س ٤١ ى ٩ مىفرمايد: