سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٧ - فصل چهارم در سرّ تكبيرات افتتاحيّه و رفع يد است
يُوصَف. [١]
پس، قصر الوهيت در حقّ كن و غفران ذنوب خود را طلب نما.
و پس از آن، رفع حجاب رابع و خامس كن و به پشت افكن و تكبير را تكرير نما و چشمِ دل باز كن كه نداى «تَقَدَّمْ» شنوى. و اگر حلاوت محضر و لذت ورود يا هيبت و عظمت حضور در قلبت ظاهر شد، بدان كه از طرفْ اجازه ورود صادر شده؛ پس، با حال خوف و رجا و تبتل و تضرع بگو:
لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ وَ الْخَيْرُ في يَدَيْكَ وَ الشَّرُّ لَيْسَ الَيْكَ ...
الخ. [٢] و تفكر در حقايق اين اذكار شريفه كن كه در آن ابوابى از معارف است و خود در آن ادب حضور است.
پس از تنزيه و تسبيح حقّ از ورود در حضرتش و تنزيه مقام مقدسش از توصيف، رفع حجاب سادس نما و تكبير بگو؛ و اگر خود را لايق ديدى رفع حجاب هفتم كن، كه لطيفه سابعه است، و الّا توقف كن و باب احسان حقّ را بكوب و اعتراف به اسائه خود از روى قلب كن و بگو:
يا مُحْسِنُ قَدْ أَتاكَ الْمُسيء. [٣]
و ملتفت باش كه در اين كلام صادق باشى و حقيقتاً قَرعِ باب احسان كنى و الّا بر حذر باش و از نفاق در محضر ذو الجلال بترس.
و پس از آن، رفع حجاب سابع كن و آن را به پشت سر [افكن] به رفع يد، و تكبير احرام گو و خود را از غير محروم دان كه داخل حرم كبريا شدى، پس بگو: وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ ... الخ.
و بدان كه براى تو خطر عظيمى پيش آمده كه آن، نفاق در اول عبادتْ در محضر عالم به سرّ و خفيات است. و اگر چون نويسنده محجوب از هر كمال و
[١] «او بزرگتر از آن است كه به وصف درآيد.» اصول كافى، ج ١، ص ١٥٩، «كتاب التّوحيد»، «باب معانى الاسماء و اشتقاقها»، حديث ٨ و ٩. بحار الأنوار، ج ٨١، ص ٣٦٦، «كتاب الصّلاة»، باب ٤٤، حديث ٢٠.
[٢] «سرم به فرمان تو (رو به تو دارم) و سعادت از تو است؛ خير به دست تو است و شرّ (را) بسوى تو (راه) نيست ...». بحار الأنوار، ج ٨١، ص ٢٠٦، «كتاب الصلاة» باب ٣٧، حديث ٣.
[٣] «اى نيكويىكننده، بدكار به سوى تو آمده است.» بحار الأنوار، ج ٨١، ص ٣٧٥، «كتاب الصّلاة»، باب ٢٢، حديث ٢٩. فلاح السائل، ص ١٥٥. مستدرك الوسائل، «كتاب الصّلاة»، «ابواب تكبيرة الاحرام»، «باب استحباب تفريق التكبيرات»، حديث ٦.