سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢ - فصل پنجم در اسرار ستر عورت است
نشان مىدهد.
سالك إلى اللَّه و مجاهد طريق معرفت بايد در هيچ حالى از احوال و طورى از اطوار، از وظيفه عبوديّت و حفظ محضر ربوبيت- جلت عظمته- غفلت نكند؛ حتى در امور عاديه و آداب معاشرت حظ قلوب و ارواح را عطا كند، و حقّ تعالى و نعم و عطيات او را در هر چيز مشاهده كند. پس، در وقت پوشيدن لباس ظاهر، از لباس تقوا و ايمان و معرفت، كه خير البسه هستند، غفلت نكند؛ و چنانچه با لباس ظاهر ستر عورت ظاهرى كند، با آن البسه ستر عورات باطنه، كه قباحت و زشتى آنها بالاتر است، نمايد، و كرامات حقّ تعالى و الطاف آن ذات مقدس را منظور كند؛ و لباس ظاهر را براى اداى وظيفه عبوديّت، و لباس باطن را براى آداب حضور در محضر ربوبيت بپوشد؛ و در البسه ظاهريه و باطنيه، بهترين آنها آن را داند كه او را به ياد حقّ آورد و از ذكر او غافل نكند.
پس، در ماده و هيئت لباس ظاهر، اختيار چيزى كند كه اسباب سركشى نفس نشود و مورثِ غفلت از حقّ نگردد و او را در زمره اصحاب عجب و ريا و مفاخرت و تكبر و تزين منسلك نكند؛ و ملتفت باشد كه ركون به دنيا- حتى در اين امور- را در قلب تأثيرات غريبى است كه موجب هلاكت آن است؛ و بداند كه اين آثارى كه در نفس به واسطه بعض البسه فاخره حاصل مىشود، از آفات دين و مورثِ قسوت قلب است كه خود از امهات امراض باطنيه است.
و در البسه باطنيه خيلى اهتمام كند كه شيطان و نفس اماره را در آن آنها تصرفى نشود، و او را مبتلا به عجب و ريا و سركشى و افتخار نكند، و بر بندگان خدا به دين خود يا به تقوا و طاعت و كمال و معرفت و علم افتخار ننمايد، و تكبر نفروشد، و از عواقب امر خود و مكر اللَّه ايمن نباشد، و بندگان خدا را، هر چند در لباس اوباش و اهل معصيت هستند، حقير نشمارد؛ كه اينها از مهلكات نفس است و موجب عجب به ايمان و اخلاق و اعمال است كه سرچشمه همه مفاسد است.
و در وقت پوشيدن لباس، متذكر حقّ شود و رحمتهاى ظاهره و باطنه او كه ستر ذنوب او فرموده به رحمت خود؛ و با حقّ تعالى به اخلاص و صدق معامله