سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٨ - فصل اول در اسرار اذان و اقامه است
مصاحبت آن ذات مقدّس، كه مقام ولايت مطلقه است، اين سلوك الهى را به آخر رساند و به معراج وصول مرتقى شود.
و شيخِ عارف كامل ما- روحى فداه- مىفرمود: «شهادت به ولايت ولى اللَّه مضمَّن در شهادت به رسالت مىباشد، زيرا كه ولايت باطن رسالت است.» پس، مقام مقدس ولوى نيز مصاحب اين سلوك است. و فى الحديث:
بِعَليٍّ قامَتِ الصَّلاة. [١]
و فى الحديث:
انَا صَلاةُ المُؤمِنينَ وَ صِيامُهُم. [٢]
پس، سالك إلى اللَّه چون قصر ثنا و مَحْمَدت را به حقّ تعالى اعلان كرد و اختيار رفيق و مصاحب كرد- كما قيل: الرَّفيقَ ثُمَّ الطَّريق [٣]- اعلان مهيا شدن براى نماز را مىدهد بقوله:
حَىَّ عَلَى الصَّلاة
؛ و آن را به قواى مُلكيّه و ملكوتيه مىخواند. پس از آن، سرّ صلاة را اجمالًا اعلان مىكند بقوله:
حَىَّ عَلَى الْفَلاح و حَىَّ عَلى خَيْر الْعَمَل
؛ و انسان و جنود مُلكى و ملكوتىِ آن را آگاه مىكند به فطرت آزادىخواهى و كمال طلبى، كه هر دو از فطرتهاى الهيّه است كه جميع بشر بر آن مفطورند. و پس از بيدار نمودن فطرت و مهيا كردن قوا، تكبير و تهليل را تكرير كند تا اعتراف به عجز و قصور در قلوب متمكّن شود و سرّ اوّليت و آخريت هويدا آيد.
و در اقامه، تصفيه صفوف و تجييش جيوش مُلكيه و ملكوتيه نمايد و به تكرار فصول آن، حقايق سابقه را توثيق كند و استشفاع و توسل را محكم نمايد و فطرت را باز متنبه نمايد. و وقتى بنده بدين جا رسيد اعلان حضور دهد فَقَدْ قامَتِ الصَّلاة.
پس، سالك إلى اللَّه و مجاهد في اللَّه قلب را كه از خيار جنود الهيّه است
[١] «به (وجود مبارك) على نماز بر پا شد.» و فى الخبر فى معنى قد قامت الصّلاة أنّ بعلىّ قامت الصّلاة. اسرار العبادات، و حقيقة الصّلاة، ص ٢٣.
[٢] «من نماز مؤمنان و روزه ايشان هستم.» و فى خطبته عليه السلام: انا صلاة المؤمنين و صيامهم.- منبع پيشين.
[٣] چنانكه گفته شده: «نخست همراه، آنگاه راه». وسائل الشّيعة، ج ٨، ص ٢٩٩، «كتاب الحجّ»، «ابواب آداب السفر»، باب ٣٠، حديث ١. به نقل از محاسن برقى، ص ٣٥٧.