سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٦ - فصل هفتم در مكان مصلّى است
در اسرار قرائت مىآيد، ان شاء اللَّه، كه جميع عالم وجود به هويّات وجوديّه حامد و ثناگوى مقام مقدس حقّ تعالى هستند، و خاضع و عابد درگاه اويند؛ و در اينجا بايد دانست كه عرشِ تحقّق قبّه معبد موجودات است؛ و ارضِ تعيّنْ سجدهگاه آنان است؛ و تمام موجودات در آن معبد در تحت قبه محضر ربوبيّت، به عبادت حقّ مشغولند و حقجو و حقخواه و حقپرستند. «دل هر ذره را كه بشكافى» به واسطه نور فطرت اللَّه كه آنها را دعوت براى خضوع كامل مطلق كند «آفتابيش در ميان بينى». [١] يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ. [٢] وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ. [٣]
و در نزد اهل ولايت، جميع تعينات اسمايى و افعالى، معبد حقّ تعالى است و مصلّى خود ذات مقدس است. پس، در تعينات اسمايى و صفاتى، مصلى حقّ است و مكان صلاتش نفس تعينات، و تعين اسم اعظمْ كعبه است؛ و فى الحديث:
لا احْصى ثَنَاءً عَلَيْكَ انْتَ كَما أَثْنَيْتَ عَلى نَفْسِك؛ [٤]
و در تجلّى فعلى به فيض مقدس اطلاقى، مكان مصلى تعين عالم است، و حقّ تعالى مصلّى است در اين تجلى فعلى؛ و فى الحديث:
انَّ رَبَّك يُصَلّى يَقُولُ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَ الرّوح؛ [٥]
و انسان كامل و نبى ختمى- صلّى اللَّه عليه و آله- كعبه است؛ و فى القدسيات:
لا يَسَعُنى ارْضى و لا سَمَائى وَ لكِنْ يَسَعُنى قَلْبُ عَبْدِى الْمؤْمِن. [٦]
[١] از هاتف اصفهانى است.
[٢] «آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است او را تسبيح مىگويند.» (حشر/ ٢٤)
[٣] «هيچ چيزى نيست مگر آنكه با حمد و سپاس او تسبيح گويد، اما شما تسبيح آنان را نمىفهميد.» (اسراء/ ٤٤)
[٤] «هيچ ستايشى تو را نتوانم كرد؛ تو همان گونه هستى كه خود خويشتن را ستودى.» نقل از رسول اللَّه (ص). مصباح الشّريعة، باب ٥، عوالى اللّآلي، ج ١، ص ٣٨٩، حديث ٢١.
[٥] «همانا پروردگار تو نماز مىگزارد و مىفرمايد:" منزّه و مقدّس است پروردگار ملائكه و روح".» اصول كافى، ج ٢، ص ٣٢٩، «كتاب الحُجّة»، «باب مولد النّبي»، حديث ١٣.
[٦] در احاديث قدسى آمده است: «نه زمينِ من و نه آسمانِ من گنجايش مرا ندارد، اما قلب بنده مؤمنم گنجايش مرا دارد.» عوالى اللّآلي، ج ٤، ص ٧، حديث ٧. المحجّة البيضاء، ج ٥، ص ٢٦، «كتاب شرح عجائب القلب».