سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٦ - فصل هفتم در قرائت است در اشاره اجماليه به بعض اسرار سوره حمد
اسماى مختلف شوند و سعه و ضيق و احاطه و لا احاطه هر اسمى تابع مظهر است و تبع مرآتى است كه در آن ظهور كرده. و اسم اللَّه گرچه به حسب اصل تحقق مقدم بر مظاهر است و مقوِّم و قيوم آنهاست، ولى به حسب تعين متأخر از آنهاست؛ چنانچه در محل خود مقرر است. و چون سالك اسقاط اضافات و رفض تعينات نمود و به سرّ توحيد فعلى رسيد، تمام سور و اقوال و افعال را يك بِسْمِ اللَّهِ^ است و معنى همه يكى است.
و به حسب اعتبار اول، در سور قرآنيه اسمى جامعتر و محيطتر از بِسْمِ اللَّهِ^ در سوره مباركه حمد نيست؛ چنانچه از حديث مشهور منسوب به مولى الموالى نيز ظاهر شود؛ زيرا كه متعلق آن محيطتر از ساير متعلقات است؛ چنانچه اهل معارف گويند الْحَمْدُ^ اشاره به عوالم غيبيه عقليه است، كه صرف حمد و محامد اللَّه هستند، و لسان حمد آنها لسان ذات است؛ و رَبِّ الْعالَمِينَ^ اشاره به ظهور اسم اللَّه در مرآت طبيعت است به مناسبت مقام ربوبيت، كه ارجاع از نقص به كمال و از مُلك به ملكوت است و آن مختص به جوهر عالم مُلك است؛ و رحمانيت و رحيميت از صفات خاصه ربوبيت است؛ و مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ اشاره به رجوع مطلق و قيامت كبراست.
و چون صبح ازل طالع شد و نور جلوه احدى بر قلب عارف در طلوع آفتاب يوم القيامة تجلى كرد، سالك را حضور مطلق دست دهد؛ پس به مخاطبه حضوريه در محفل انس و مقام قدس به إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ گويا شود؛ و چون به خود آيد از جذبه احدى و صحو بعد المحو حاصل آيد، مقام هدايت خود و مصاحبين خود را در اين سير إلى اللَّه طلب كند.
پس، سوره حمد جميع سلسله وجود است عيناً و علماً و تحققاً و سلوكاً و محواً و صحواً و ارشاداً و هدايتاً؛ و اسم مظهر آن، اسم اللَّه اعظم و مشيت مطلقه است: فهو مفتاح الكتاب و مختامه و فاتحتهُ و ختامُه؛ چنانچه اسم اللَّه ظهور و بطون و مفتاح و مختم است: اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ. [١] پس، تفسير اين سوره به حسب ذوق اهل معرفت چنين است: به ظهور اسم اللَّه، كه
[١] «خداوند نور آسمانها و زمين است.» (نور/ ٣٥)