سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣ - فصل پنجم در كيفيّت حصول حضور قلب
جميع اسما است، و به طريق كلى مظهر هزار اسم است؛ و به اعتبار مظهريت هر يك، جمعاً و تفريقاً، و در مراتب جمع، به همان ترتيب كه ذكر شد، تجلّيات مختلف شود؛ و اين عدد را بايد گفت از حوصله احصاء خارج است: وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها. [١] و آن حديثى كه از حضرت امير المؤمنين منقول است كه فرمود: «رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله در وقت رحلت، به من هزار باب از علم مفتوح فرمود كه از هر بابى هزار باب مفتوح شد» [٢] شايد اشارهاى به فتح تجلّيات فرقى باشد.
و پس از تجلّيات اسمائيه، نمونه تجلّيات ذاتيه كه آخر مرتبه حضور قلب در معبود است، حاصل شود؛ و از براى آن نيز مراتبى است؛ و ما چون از اكثر مراتب حضور قلب محجوبيم، از اين جهت به ذكر اجمالى اكتفا كرديم؛ و بهتر آن است كه به مراتب اوليه حضور قلب بپردازيم و از تذكر آن شايد نتيجه مطلوبه بگيريم.
فصل پنجم [در كيفيّت حصول حضور قلب]
پس از آنكه مراتب حضور قلب معلوم شد، بهتر و مهمتر آن است كه انسان در صدد معالجه نفس برآيد، و همت بگمارد كه اگر دستش از همه مراتب آن كوتاه است، لا اقل بعض مراتب آن را كه با كمتر از آن، عبادات از درجه اعتبار ساقط و مورد قبول درگاه مقدس نيست، تحصيل كند.
بايد دانست كه منشأ حضور قلب در عملى از اعمال، و علت و سبب اقبال و توجه نفس به آن، آن است كه قلب آن عمل را با عظمت تلقى كند و از
[١] «اگر نعمتهاى خدا را بشماريد شمارش آن نتوانيد كرد.» (نحل/ ١٨ و ابراهيم/ ٣٤)
[٢] خصال، ج ٢، ص ٦٤٢، حديث ٢١ تا ٥٣. بحار الأنوار، ج ٢٢، ص ٤٦٣، «تاريخ نبيّنا»، «ابواب ما يتعلّق بارتحاله ...»، باب ١، حديث ١٤.