سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٢ - وصل در بيان مراقبت از وقت
- عليها السلام- و يكى براى توبه خود؛ و نماز عشا براى آن است كه قبر و قيامت را ظلمتى است كه به آن نماز رفع شود، و صراط براى آنها نورانى گردد. [١]
و اما صلاة فجر از اولِ بروزِ آثارِ يوم الجمع است تا طلوع آفتاب حقيقت از افق يوم القيامة؛ و وقتى طلوع حاصل شد، تكليف منقطع شود و بساط ليل برچيده شود و سرّ «مالِكِ يَوْمِ الدّين» واضح گردد.
و به بيان ديگر، به لسان اهل معرفت، از اوّلِ زوالِ نورِ حقيقت از مرتبه استواييه، و غروب آن در تحت استار خلقيه، كه مبدأ ليلة القدر است، تا منتهاى احتجاب آن به حجب تعينات، كه نصف شب و آخر قوس نزولى و منتهاى ليلة القدر است، وقت چهار نماز است كه مختلط از جنبه حقى و خَلقى است كه فرض اللَّه و فرض النّبي است: أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ. [٢]
و از ابتداى انحدار نجوم، كه وقت رجوع شمس از حجب تعينات به سوى افق اعلاست، كه مبدأ يوم القيمة است، تا طلوع آفتاب از افق يوم القيامة، وقت نوافل ليليّه است تا حكم ليل غالب است؛ و وقت فريضه صبح، كه فرض اللَّه صِرف است، مىباشد آنگاه كه حكم نهار غالب شد: إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً؛ [٣] و پس از طلوع شمس
أَتاكَ الْيَقينُ وَ انْقَطَعَ السُّلُوك. [٤]
پس، تمام دايره وجودْ يك شب قدر محمدى است، اگر قدر
بدانى؛ و يك يوم القيامه احمدى است، اگر قيام به خدمت كنى.
وصل [در بيان مراقبت از وقت]
بدان كه مراقبت اوقات صلوات، كه ميقات حضور رب و ميعاد جناب
[١] مجالس [امالى] شيخ صدوق، ص ١١٤، «مجلس» ٣٥.
[٢] «نماز را از زوال خورشيد (ظهر) تا زمان شدت تاريكى شب بپادار.» (اسراء/ ٧٨)
[٣] «همانا قرآن صبحگاه (نماز صبح) مشهود است.» (اسراء/ ٧٨)
[٤] «يقين آمدت و سير به پايان رسيد.»