سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٣ - فصل دوم در اسرار قيام است
من است. [١]» و گويند فرمود:
شَيَّبَتْني سُورَةُ هُودٍ لِمَكانِ هذِهِ الْآيَة. [٢]
اشارَهُ الى قَوْلِهِ تَعَالى: فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ. [٣] و شيخ عارف كامل، شاهآبادى- روحى فداه- مىفرمود: «اين فرمايش براى آن است كه استقامت امت را هم از آن بزرگوار خواستهاند؛ و لهذا اين آيه شريفه در سوره شورا هم هست [٤] و اين فرمايش را راجع به آن نفرمودند زيرا كه آن ذيل را ندارد.»
بالجمله، استقامت و عدم خروج از وسطيت در همه مقامات از اشدّ امور است بر سالك؛ كه بايد در حال قيام بين يدى اللَّه از عدم قيام به امر، چنانچه شايد و بايد، شرمگين شود و سر خجلت و انفعال به زير افكند و چشم را به مورد سجده، كه خاك مذلت است، بدوزد و متذكر مقام تذلّل و قصور و تقصير خويش شود و خود را در محضر مقدس ملك الملوكى كه جميع ذرات كائنات در تحت حيطه سلطنت و قهر و قدرت او هستند ببيند و متذكر مقام قيوميت ذات مقدس و قيام دار تحقق به او شود؛ و در قلب، اين حيطه قيوميه را و اين تدلى و فناى عالم را مستقر كند؛ شايد كمكم به سرّ قيام رسد و توحيد فعلى را، كه اهل معرفت، سرّ آن دانند، دريابد؛ پس، مقام ظهور به تجلى فعلى بر قلب او منكشف شود و سرِّ
لا جَبْرَ وَ لا تَفْويضَ بَلْ امْرٌ بَيْنَ الأَمْرَيْن [٥]
بر او ظاهر گردد؛ پس، لايق ورود در محضر شود و بعضِ از اسرار تكبيرات افتتاحيه و قرائت و رفع يد در تكبيرات بر او مكشوف شود.
[١] علم اليقين، ج ٢، ص ٩٦٧. (قريب المعنى)
[٢] «سوره هود مرا پير كرد (به سبب وجود اين آيه).» علم اليقين، ج ٢، ص ٩٧١.
[٣] «آن چنان كه امر شدهاى استقامت بورز، خود و هر كس كه با تو به سوى خدا بازگشته است.» (هود/ ١١٢)
[٤] «فلذلك فادع و استقم كما امرت ...». (شورى/ ١٥)
[٥] «نه جبر است و نه تفويض، بلكه امرى است بين اين دو امر.» اصول كافى، ج ١، ص ٢٢٤، «كتاب التّوحيد»، «باب الجبر و القدر»، حديث ١٣. عيون اخبار الرّضا، ج ١، ص ١٢٤.