سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦ - فصل اوّل
قلب را به همان اندازه كه خودش تراشيده تحصيل كند و موانع آن را برطرف و مقتضيات آن را تحصيل كند.
با آنكه نماز اوليا عليهم السلام به اوهام ما درست نيايد، اوّل مرتبه عبادت آنها، كه مقام شايع معمولى آنها است، عبادت احرار است. و از براى آنها مقامات و مدارج ديگرى است در اين سير معنوى إلى اللَّه، كه ما به بعض از آنها پس از اين اشاره مىكنيم.
بالجمله، از براى نماز مقامات و مراتبى است كه در هر مرتبهاى كه مصلّى است نمازش با مرتبه ديگر بسيار فرق دارد؛ چنانچه مقامش با مقامات ديگر خيلى فرق دارد. پس مادامىكه انسان صورت انسان و انسان صورى است، نماز او نيز نماز صورى و صورت نماز است. و فائده آن نماز فقط صحّت و اجزاء صورى فقهى است در صورتى كه قيام به جميع اجزاء و شرائط صحّت آن كند؛ ولى مقبول درگاه و پسند خاطر نيست. و اگر از مرتبه ظاهر به باطن و از صورت به معنى پى برد، تا هر مرتبه كه متحقّق شد نماز او نيز حقيقت پيدا مىكند. بلكه بنا بر آنكه قبلا اشاره به آن شد كه نماز مَركب سلوك و براق سير إلى اللَّه است، مطلب منعكس شود. پس مادامىكه نماز انسان صورت نماز است و به مرتبه باطن و سرّ آن انسان متحقّق نشده، انسان نيز صورت انسان است و به حقيقت آن متحقّق نگرديده. پس، ميزان در كمال انسانيّت و حقيقت آن، عروج به معراج حقيقى و (صعود به اوج كمال و وصول به باب اللَّه با مرقات نماز است. پس بر مؤمن به حقّ و حقيقت و سالك إلى اللَّه به قدمِ معرفت، لازم است خود را براى اين سفر معنوى و معراج ايمانى مهيّا كند و آنچه عِدّه و عُدّه و مئونة و معونة لازم است همراه بردارد و عوائق و موانع سير و سفر را از خود دور كند و با جنود الهى و مصاحب و موافقْ اين راه را طى كند كه از شيطان و جنود او، كه قُطّاع طريق راه وصولند، مصون و محفوظ ماند. و ما پس از اين، بيان مصاحبت و صاحب و بيان جنود الهى را مىكنيم در اسرار اذان و اقامه.
و محصّل مقصود ما از اين فصل آن است كه نماز، بلكه جميع