سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨ - فصل چهارم در بيان حضور قلب و مراتب آن است
اوليا و خُلَّص اصفياء (ع) كسى به آن نتواند قيام كرد؛ مثل قوله: وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ ... الخ. [١] و مثل قوله: الْحَمْدُ لِلَّهِ^ و إِيَّاكَ نَعْبُدُ. و در اوضاع، مثل رفع يد در تكبيرات و سجده و غير آن؛ كه بيان هر يك در محل خود مىآيد، ان شاء اللَّه، و براى هر كس ميسور نيست. و در ادعيه شريفه وارده از ناحيه مقدّسه ائمه اطهار عليهم السلام نظير آن بسيار است كه براى هر كس ميسور نيست دعوت به آن دعاها؛ مثل بعض فقرات دعاى شريف «كميل». در اين موارد شيخ كامل، شاهآبادى، روحى فداه، مىفرمودند:
«خوب است شخص داعى در اين مقامات به لسان خودِ مصادر دعا عليهم السلام دعا كند.»
بالجمله، در اذكار و قرائات يا اعمال نماز قصد ثناجويى و مديحهگويى به لسانِ مصدر آن، كه به وجهى حقّ جلّ و علا و به وجهى رسول خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است، براى امثال ما كه سرّشان تصفيه نشده و تعلّقشان از غير حقّ نبريده بهتر است. و در باب قرائت شمّهاى از اين كلام پيش مىآيد، ان شاء اللَّه.
مرتبه دوم از حضور قلب، حضور قلب در عبادت است تفصيلًا. و آن، چنان است كه قلب عابد در جميع عبادت حاضر باشد و بداند كه حقّ را به چه توصيف مىكند و چطور مناجات مىكند. و از براى آن، مراتب و مقاماتى است بسيار متفاوت، حسب تفاوت مقامات قلوب و معارف عابدان.
و بايد دانست كه احاطه تفصيليّه به اسرار عبادات و كيفيّت مدح و ثناى به هر يك براى احدى جز كُمّل اصفياء به طريق افاضه و وحى الهى ممكن نيست. و ما اينجا به طريق اجمال مراتب كليّه آن را بيان مىكنيم.
پس، يك طايفه هستند كه از نماز و ساير عبادات جز صورت و قشر و هيئت مُلكى آن را نمىدانند، ولى مفاهيم عرفيّه اذكار و ادعيه و قرائت را مىفهمند؛ و حضور قلب آنها فقط آن است كه در وقت ذكر يا قرائتْ مفاهيمِ آن را در قلب حاضر كنند و دل آنها با مناجات با حقّ حاضر باشد. و مهمّ براى
[١] «رو به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريد ...» (انعام/ ٧٩)