سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٩ - فصل هفتم در قرائت است در اشاره اجماليه به بعض اسرار سوره حمد
حجاب انانيّت خود و آدم عليه السلام را ديد و خود را بر او تفضيل داد، خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ^ [١] گفت و از ساحت قدس مقرّبين درگاه مطرود شد. پس گوينده بِسْمِ اللَّهِ^ اگر نفس خود را به «سمة اللَّه» و «علامة اللَّه» متصف كرد و خود به مقام اسميت رسيد و نظرش نظر آدم عليه السلام شد كه عالم تحقّق را- كه خود نيز خلاصه آن بود- اسم اللَّه ديد: وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها؛ [٢] در اين
حال، تسميه او تسميه حقيقيّه است و متحقّق به مقام عبادت است؛ كه القاء خودى و خودپرستى و تعلق به عزّ قدس و انقطاع إلى اللَّه است؛ چنانچه در ذيل حديث «رزام» از حضرت امام جعفر صادق است كه مىفرمايد:
يَقْطَعُ عَلائِقَ الاهتِمامِ بِغَيْرِ مَنْ لَهُ قَصَدَ وَ الَيْهِ وَفَدَ وَ مِنْهُ اسْتَرْفَد ...
الخ.
و چون سالك را مقام اسميّت دست داد، خود را مستغرق در الوهيت بيند:
الْعُبُوديَّةُ جَوْهَرَةٌ كُنْهُهَا الرُّبوبِيَّة؛ [٣]
پس خود را اسم اللَّه و علامة اللَّه و فانى في اللَّه بيند و ساير موجودات را نيز چنين بيند. و اگر ولىّ كامل باشد، متحقّق به اسم مطلق شود و براى او تحقّق به عبوديّت مطلقه دست دهد و «عبد اللَّه» حقيقى شود.
و تواند بود كه تعبير به عبد در آيه شريفه سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ [٤] براى آن باشد كه عروج به معراج قرب و افق قدس و محفل انس به قدم عبوديّت و فقر است و رفض غبار انّيّت و خودى و استقلال است. و شهادت به رسالت، در تشهّد، بعد از شهادت به عبوديّت است چه كه عبوديّت مِرقاتِ رسالت است؛ و در نماز، كه معراج مؤمنين و مظهر معراج نبوت است، شروع شود، پس از رفع حجب به بسم اللَّه، كه حقيقت عبوديّت است:
فَسُبْحانَ الَّذى اسْرى بِنَبِيِّهِ بِمِرْقاةِ الْعُبُوديَّةِ الْمُطْلَقَة. [٥] و او را به قدم عبوديّت به
[١] «مرا از آتش و او را از گِل آفريدهاى.» (اعراف/ ١٢ و ص/ ٧٦)
[٢] «و به آدم همه نامها را آموخت.» (بقره/ ٣١)
[٣] «بندگى خدا جوهرى است كه باطن و مغز آن ربوبيّت است.» مصباح الشّريعة، باب ١٠٠.
[٤] «منزّه است آن كس كه بندهاش را سير داد.» (اسراء/ ١)
[٥] «پس منزّه است آن كس كه پيامبرش را با نردبان عبوديّت مطلقه سير داد.»