سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠ - فصل چهارم در بيان حضور قلب و مراتب آن است
مواقع هولناكْ شب به روز آورد و با اقدام در اين امور به قلب رساند حكمِ عقلى را، دل با خرد همراه شده كمكم مرتبه اطمينان برايش حاصل مىشود و دل او به هيچ وجه از آن نمىلرزد و شجاعانه اقدام به امر مىكند. و همين طور است حال جميع حقايق دينيّه و مطالب برهانيّه يقينيّه كه مرتبه ادراك عقلى در آنها غير از مرتبه ايمان و اطمينان است. و تا طالب حقّ و جوينده حقايق با رياضات علميّه و عمليّه و تقواى كامل عملى و قلبى، خود را به اين مرتبه نرساند، صاحب قلب نشده؛ و اول مرتبه قلب، كه يكى از لطائف الهيّه است، براى او حاصل نشده و به خلعت ايمان مخلّع نشده؛ بلكه به مقتضاى حديث شريف:
الصَّلاةُ مِعْراجُ الْمُؤْمِن
و حديث شريف:
الصَّلاةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقيّ. [١]
ممكن است گفت كه انسان تا به مرتبه ايمان و تقوا نرسيده، صلاة معراج و مقرب او نيست، و باز شروع به سلوك و سير إلى اللَّه نكرده و مقيم در بيت نفس است.
و طايفه ديگر، آنانند كه علاوه بر آنكه اين حقايق را به مرتبه قلب رسانده و به مقام كمال اطمينان رسيدند، با مجاهدات و رياضات به مرتبه كشف و شهود رسيدند، و حقايق را با چشم ملكوتى و بصيرت الهيّه به مشاهده حضوريه و حضور عينى دريابند. و از براى اين سالكان نيز مراتبى است كه تفصيل آن از حوصله اين اوراق خارج است؛ و اين طايفه، از اهل شهود و كشف، حضور قلبشان در عبادت، عبارت از آن است كه جميع حقايقى را كه صورت عباداتْ كاشف آنهاست، و اسرارى را كه اوضاع و اقوال عباداتْ مظاهر آنهاست، بالعيان مشاهده كنند؛ پس در وقت تكبيرات افتتاحيه، كشف حجب سبعه بر آنها گرديده و خرق آن را نمايند؛ و در تكبير آخر، كشف سبحات جلال و جمال بر آنها گرديده به مناسبت قلوب آنها، و با استعاذه از شيطان قاطع طريق و جلوه اسم اللَّه الجامع، وارد محامد گردند؛ چنانچه اشارهاى به آن در
[١] «نماز وسيله نزديك شدن هر شخص پرهيزكار (به خدا) است.» من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٥٦، «كتاب الصّلاة»، «باب فضل الصّلاة»، حديث ١٦. عيون اخبار الرّضا، ج ٢، ص ٧، باب ٣٠، حديث ١٦.