صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٠ - سكوت جايز نيست
ديوانهاند اينها! مجازند مردم كه بروند! اجازه دادند! در يك جاى ديگر هم گفتند «اعليحضرت» اجازه دادهاند! آخر اينها مضحك است ديگر.
[يكى از حضار: براى نماز جماعت هم حاج آقا اجازه دادند؟]
[حضرت امام:] بله.
اينها ديگر مضحك است كه يك كسى يك همچو حرفى بزند و بگويد من اجازه دادم يا دولت بگويد من اجازه دادم! تو، كى هستى تو؟ شما سرنيزهها را گذاشتيد طرف مردم ولى مردم آمدهاند سينههايشان را سپر كردند در مقابل سرنيزههاى شما! بچهها هم آمدند، زنها هم آمدند. زنها اين بچههاى كوچكشان را بغل كردند آمدند در صف مردم. اين يك امر الهى است، خدا همچو كارى كرده. اين آتش را خدا روشن كرده. و اين روشنىاش هست؛ مثل خورشيد مىماند اين. تا آخر نتيجه اين مسأله هست ان شاء اللَّه.
[ان شاء اللَّه حضار]
كسى الآن عذر ندارد كه بگويد كه ما نمىتوانستيم، ما نمىدانستيم. كسى مىتواند در همه ايران بگويد من نمىدانستم كه اين سلطان جائر است؟ كسى مىتواند بگويد من نمىدانستم مخالف سنت رسول اللَّه [است،] مخالفت با سنت رسول اللَّه مىكند؟ كسى نمىداند كه اين آدم عهد خدا را شكسته، معصيت كار است به مردم جور دارد مىكند، مال مردم را، همه را هدر داده؟! هيچ كس نمىتواند بگويد من نمىدانستم. حالا كسى مىتواند بگويد كه ما ديگر نمىتوانستيم؟ تمام قدرت همراه ماست، چطور نمىتوانستيم؟! همه بايد استنكار كنند؛ يعنى با لفظ بگويند شاه اين طور است. چطور بعضى از علماى بعض بلاد صريحاً مىنويسند كه شاه اين طور است، هيچ كارىشان نكردند. همه بايد بگويند شاه اين طور است، دولت- نمىدانم- چطور و رژيم چطور است. اينها غلط است؛ بايد اسم ببرند بگويند كه شاه اين طور است. استنكار كنند. عذر نمىشود بگويد من نمىتوانستم؛ نخير مىتوانستى. اگر كسى يك كلمه بگويد كه در اين كلمه ترويج از اين ظالم است، تأييد اين ظالم است، با اين كلمه حفظ بشود اين، ظالم است؛ اين خيانتكار به اسلام و مسلمين است. نبايد اين كار بشود. اسم «قانون اساسى» را