صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٧ - قيام براى خدا شكست ندارد
تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى؛ [١] موعظه يك موعظه است، يك موعظه. مىفرمايد كه به آنها بگو كه يك موعظه من دارم- يعنى خدا يك موعظه دارد به شما- اين است كه قيام كنيد براى خدا. قيامتان براى خدا باشد؛ نه قيامتان براى پيدا كردن يك عنوانى- نمىدانم- يك جاهى، يك مقامى، يك پولى، يك چه. نه، اين طور نباشد. اگر قيام براى خدا باشد، پشتوانه خدا باشد، يك طمأنينهاى در نَفْس پيدا مىشود كه ديگر شكست توى آن نيست؛ يك حالت نفسانى در انسان پيدا مىشود براى اينكه به يك قدرت لا يزال متصل شده است. آن كسى كه براى تبعيت از ذات مقدس حق تعالى حركت مىكند، اين مثل يك قطرهاى كه پشتوانهاش دريا، درياى غير متناهى ... ماها چيزى نيستيم خودمان؛ قطره، از قطره هم كوچكتر هستيم اما اگر چنانچه متصل بشويم به آن دريا، درياى غير متناهى، حكم همان دريا پيدا مىشود. وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى [٢]؛ خدا به پيغمبر مىفرمايد كه تو آن وقت كه تير انداختى، تير تو انداختى لكن تو نينداختى، خدا انداخت؛ يعنى دست تو دست خداست. الآن تير انداختن تو تير انداختن خداست براى اينكه تو خودت را متصل كردى به او. تو ديگر خودت چيزى نيستى، هر چه هست اوست. وقتى هر چه هست او باشد، ديگر ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ. «رَمَيْتَ» لكن «ما رَمَيْتَ»: تو انداختى و تو نينداختى. تو انداختى، خوب به حَسَب صورت من انداختم اما اين دستْ دستِ خدا بوده است. آنهايى كه با تو بيعت كردند، إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ [٣]؛ بيعت با خداست براى اينكه متصل شده به يك قدرت لا يزال، متصل شده به خدا؛ حالا اين طور شده است كه دست او را با آن بيعت مىكنند. خداى تبارك و تعالى مىفرمايد كه آنهايى كه با تو بيعت كردند با خدا بيعت كردند. با همين دست با خدا بيعت مىشود براى اينكه اين دست ديگر دست خود نيست؛ اين دستْ دستِ اوست. خوب البته اين يك مقامى است كه براى من و شما مَيْسور نيست اما براى خدا كار كردن كه ميسور است. يكوقت همه چيز نمىبيند مگر خدا، حركت
[١] سوره سبأ، آيه ٤٦.
[٢] سوره انفال، آيه ١٧.
[٣] سوره فتح، آيه ١٠.