صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٨ - «اراذل» در منطق كارتر
طبع نمىكنند تا سانسور هست، يا سانسور و اختناق و كارهايى كه خلاف انسانيت است در آنجا دارد انجام مىشود و مردم بر خلاف اين قيام كردهاند. مردم مىخواهند كه يك انسان باشند، مردم ايران مىخواهند آدم باشند، انسان باشند؛ نه اينكه تحت نظارت يك اشخاصى [باشند] كه هيچ چيز ندارند. آن وقت يك مردمى كه قيام كردهاند و بچههايشان را، جوانهايشان را دارند فدا مىكنند براى آزادى، براى استقلال، براى اسلام، براى حكومت عدل، اينها «اراذل پست» هستند در منطق شما؟!
اصلًا يكوقت عرض كردم كه الفاظ از معانى خودش تهى است. اين عصر ما يك عصرى است كه الفاظ گفته مىشود لكن معنا آن معنا را نمىدهد. ايشان مىگويد كه ايران «آزاد» است، زياد آزاد است! در همين حرفش هم گفته من خوشحالم از اينكه شاه آزادى به مردم داده است! شما خوشحالى؟! اين آزادى است كه به ما داده؟! الفاظ را مىگويند اما معنا ندارد اين الفاظ! الفاظِ بىمعنى مىگويند. آزادى، يا معنايش به معناى اختناق است- ايشان آزادى را مىگويد و مرادش اختناق است- يا مىگويد و سرش نمىشود چه مىگويد! نمىتوانيم ما بگوييم كه يك آدمى الفاظى را مىگويد و نمىفهمد چه چيز دارد مىگويد. تو ملتفت هستى كه دارى چه مىگويى كه ايران آزاد است؛ من خوشحالم كه ايران آزاد است! بله، من متأسفم كه بعضى را مثلًا كشته شدهاند لكن اين لازم بوده! دنبال اينكه مىگويد من متأسفم، مىگويد لكن يك مطلب لازمى بوده! «مطلب لازمى بوده» مىدانيد يعنى چه؟ يعنى اگر اين آدمها را هم نكشند نفت ما نجات پيدا نمىكند! اگر اينها را نكشند پايگاههاى ما ممكن است از بين برود! اين لازم بوده است ... براى استفاده خارجيها، براى غارتگرى اينها. براى اينكه نفت ما را ببرند و خودشان پايگاه درست كنند، عوض پول نفت پايگاه براى خودشان درست كنند، مىگويند لازم بوده اين. البته تأسف دارد- البته! كاشكى مردم هيچ حرف نمىزدند تا ما نفتهايمان را مىبرديم! كه مردم حالا حرف زدهاند اين يك خرده تأسف دارد! آدمكشى هم تأسف دارد لكن اين آدمكشى لازم بوده! يك انسانى كه مىگويد كه حقوق بشر، اسم از حقوق بشر مىبرد، آن وقت يك همچو حرفى مىزند كه يك مردمى كه