صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٧ - مصاحبه با محمد حسنين هيكل درباره علل شكلگيرى انقلاب
- [من در سالهاى ١٩٥٠ و ١٩٥١ (در اوج مبارزات مردم، عليه انگليسىها) در ايران بودم و اولين كتاب خود را درباره ايران نوشتم. [١] نظر شما در مورد تفاوت مبارزات، در آن سالها و مبارزات كنونى چيست؟ و چرا امپرياليسم جنبش را در آن سالها شكست داد؟]
- نظر من اين است كه جنبش فعلى خيلى عميقتر است، تا جنبش زمان مرحوم دكتر مصدق. جنبش در آن وقت صرفاً سياسى بود؛ و الآن در جنبش جنبه دينى غلبه دارد. در مملكت ايران، مردم همه مسلمان هستند. اقشار زيادى از سياست بيخبرند؛ اما به دين علاقه دارند. تمام دهات- كه خوب است برويد و ببينيد- همين شعارهاى شهر را مىدهند و درخواستهاى آنان را دارند. تمام مردم از كوچك- طفل دبستانى- تا پيرمردِ در حال نَزْع، [٢] يكصدا همين مطلب را مىگويند. اين درخواستها و شعارها به طورى ملى شده است، كه كسى نمىتواند مناقشه كند. اين جنبش داراى يك معناى اسلامى- سياسى است؛ و جنبش گذشته فقط سياسى بود. جنبش كنونى عمقش بيشتر، و اميد به پيروزىاش بيشتر است؛ اميد كه اين نهضت را نتوانند خاموش سازند.
[ما هم اميدواريم كه اين جنبش پيروز شود. من واقعاً از اينكه شما به من فرصت چنين بحثى را دادهايد مفتخرم؛ اما همه ما از خود مىپرسيم كه آيا اين جنبش به اهداف خود مىرسد؟ بسيارى از ما نگرانيم كه اين جنبش ممكن است به اهداف خود نرسد؛ دشمنان ما نسبت به گذشته خيلى ورزيده تر هستند. مسأله تنها شاه نيست؛ ايران يك كشور بزرگ صادركننده نفت است؛ ايران پليس منطقه و محافظ منافع امپرياليستهاست؛ عضو يك پيمان نظامى است. در آن موقع كه من در ايران بودم عوامل رهبرى سياسى در جنبش بودند، و عوامل رهبرى مذهبى هم بودند. الآن سرتاسر رهبرى جنبش، اسلامى است. در آن زمان رهبرى سياسى و مذهبى از هم جدا بودند (كه مقصود كاشانى و مصدق است)؛ اما حالا اين رهبرى (سياسى- دينى) واحد است و يك رهبرى وجود دارد. اما دشمنان نيز الآن متحدند؛ تمامى منطقه را زير نفوذ خود دارند. حالا كه اين جنبش در ايران رخ داده است دنياى غرب غافلگير شده است.
چند سال قبل من شاه را در ايران ملاقات كردم. همه تصور مىكردند كه اوضاع تثبيت شده است.
[١] ايران، بر قله آتشفشان (پس از كودتاى ١٣٣٢).
[٢] جان دادن.