صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٥ - هيأت حاكمه بىصلاحيت
را گرفتند به اينكه اين در اين پانزده سال كارهاى خلاف كرده! نخست وزير اين پانزده سال [١] را هم گرفتند كه اينها چپاول كردند و كارهاى خلاف كردند! خود آقاى شاه هم بعد از اين زمان آمده است اعتراف مىكند كه من كار خلاف كردم! خود اينها دارند اعتراف مىكنند. خود او آمده است و مىگويد كه من اشتباهاتى كردم، خطاهايى كردم. خود اينها رئيس سازمان امن را كه پانزده سال به اين مردم تعدى كرده است، حالا به اعتبار اينكه اختلاس كرده است و خلاف كرده است گرفتند. خود اينها نخستوزيرى كه پانزده سال- تقريباً- در اين مملكت حكومت كرده است، حالا گرفتند و مىگويند چه. اگر مهلت دست اينها باشد بعد از پانزده سال ديگر هم اينهايى كه حالا سر كار هستند مىآيند مىگيرند آنها را.
هيأت حاكمه بىصلاحيت
صلاحيت يك هيأت حاكمه و يك اشخاصى كه كارهاى حساس در دستشان هست، اين موجب يك صلاحيتى در عموم مىشود. و اگر هيأت حاكمه، و همين طور آنهايى كه مقدرات مملكت دستشان است، آنهايى كه ارتش را اداره مىكنند و از رؤساى ارتش هستند، اگر اينها مردم صلاحيتدارى بودند روزگار ما به اينجا نمىرسيد؛ و من هم حالا اينجا ننشسته بودم براى شما صحبت كنم؛ شما هم حالا اينجا وقتتان را صرف اين كارها نمىكرديد. اينكه من دست از كار خودم برداشتم- كه طلبگى بود- و آمدم اينجا، براى اين است كه ما يك حكومت صالح نداشتيم و يك قدرت صالحه در كار نبود؛ و مملكت را كشاندند رو به نيستى و تمام چيزهايى كه اميد به آن مىشد پيدا بكنى اينها تباه كردند: احكام اسلام را تباه كردند، زراعت ما را از بين بردند، بانكها همه خلافكار بودند، اكثراً، وزارتخانهها دست آدمهاى ناصالح اداره مىشد، مجلسها مجلسهاى قلّابى فرمايشى بود، وكيل مردم نبودند اينها.
ما كه آمديم اينجا براى اينكه فرياد خودمان را- البته از اول نظر به اين نبود كه من
[١] امير عباس هويدا.