صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٣ - ظهور غير قانونى سلسله پهلوى
ايشان ديگر خير، ديگر همچو چيزها نيست! عَلى اىّ حال، يك مجلس رسمى ما نداشتيم كه اگر قانونى در آن مجلس تمام بشود و به رأى اكثريت واقع بشود، قانونى باشد. پس، بنا بر اين آن مجلسى كه در زمان رضا شاه تأسيس شد مجلس فرمايشى بود كه يا ليستش را سفارت انگلستان داده بود يا خود رضا شاه با سرنيزه ... يك عدهاى را وكيل كرده بود و مردم هم هيچ ابداً دخالتى در مسأله نداشتند.
ظهور غير قانونى سلسله پهلوى
پس، آن مجلسى كه او درست كرد يك مجلس غير قانونى، غير ملى، بر خلاف قانون اساسى بود. آن مجلس بر خلاف قانون اساسى آمد رضا شاه را نصب كرد به سلطنت و [قاجاريه را] خلع كرد [١] يعنى مجلس مؤسسان درست كردند، آن هم با سرنيزه! سلسله پهلوى را به سلطنت نصب كرد، و خلع كرد سلطنت سابق را. اين طرز آمدن سلسله پهلوى روى كار و اصل اساس سلطنت پهلوى.
بنا بر اين شعار به اينكه من سلطان هستم، خلاف قانون است نه ... اينكه تو سلطان نيستى. اينكه آن ... مردك سابق [٢] مىگفت اينكه مردم را كشتند براى اين كه شعار خلاف ملى مىدادند، شعار خلاف قانون اساسى مىدادند و مقصودش اين معنا بود كه شعار خلاف ملى، شعار خلاف قانون اساسى، يعنى مىگفتند «مرگ بر شاه» [سخن نابجايى است] ديگر مصاديق ديگرى را آنها ذكر نمىكنند. آنها داد مىكردند مرگ بر شاه، ما شاه را نمىخواهيم، ما سلسله پهلوى را نمىخواهيم. اين شعار بر خلافِ ملت، [خلاف] شعار ملى بود! خلاف ملى بود! يعنى اين ملت- ملت ايران- چون همه شاه دوستند از اين جهت كسى بگويد كه ما شاه را نمىخواهيم، شعار خلاف ملى است! و حال آنكه همه ملت مىگفتند. ديگر ملت كدام «ملت» بوده است كه اين بر خلاف او بوده؟!
[١] مجلس دوره پنجم، ٩ آبان ١٣٠٤ ه. ش.
[٢] جعفر شريف امامى.