صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٦ - هدف از تشكيل احزاب سياسى در شرق
كند، هر كدام ديگرى را طرد كند و اينها، يا بعضى آنها دانسته اين كارها را مىكردند، و از عمال ابتدايى خارجيها بودند، و [يا] بعضى آنها هم ملتفت قضيه نبودند كه دارند آنها را مىكشند به يك راهى كه مخالف با مصلحت كشور خودشان است.
اساساً باب احزاب، از اول كه پيدا شده است و اينها با هم جنگ و نزاع كردند، به نظر مىرسد كه با دست ديگران [بوده] براى اينكه اينها با هم مجتمع نشوند. و آنها از اجتماع يك تودهاى مىترسند، از اين جهت به واسطه اينكه اينها مجتمع با هم نشوند و مربوط با هم نباشند، اين امر را كردند و خودشان هم يك چيزى، صورتى آنجا درست كردند كه اينها ببينند كه مثلًا در مجلس انگلستان حزب كارگر داريم و حزب مثلًا كذا؛ خوب ما هم خوب است داشته باشيم! اما آنها يكجور ديگر فكر مىكنند، اينهايى كه از آنها اخذ مىكنند يك جور ديگرى فكر مىكنند. اينها وقتى كه با هم دو حزب تشكيل دادند، دو جبهه مخالف و دو جبهه دشمن تشكيل مىدهند! اين دشمن اوست، او هم دشمن اوست، و آنها استفادهاش را مىكنند! آنها بازى مىدهند اينها را كه البته مملكت متمدن بايد حزب داشته باشد، احزاب داشته باشد؛ خوب پس ما هم بايد احزاب داشته باشيم! اما احزابى كه ما درست مىكنيم اين طورى است كه اين حزب با آن حزب تمام عمرش را صرف مىكند در اينكه اين او را بكوبد و او اين را بكوبد.
از اول اين طورى زاييده شد احزاب در ايران- به حَسَب نظر من. حالا هم كه به صورتهاى ديگرى درآمده است؛ حالا هم انسان مىبيند كه اينها باز با هم همين طور دشمنى مىكنند و مخالفت مىكنند. و اين را هم من احتمال مىدهم كه يك دستى از خارج در كار باشد. همين ديشب دو- سه نفر، چند نفرى كه از يك جايى آمده بودند، شكايت از اين مىكردند كه در فلان جا كه ما هستيم دستجات با هم مخالفند؛ اين از او بدگويى مىكند، او از او بدگويى مىكند. و اين موجب تأسف است كه شمايى كه يك جمعيتى هستيد در خارج، يك ثروتى هستيد از مملكت ما در خارج، و بايد اسلام، كشور شما از شما استفاده كند، فردا كه وارد در كشورتان مىشويد بايد استفاده بدهيد به كشور، كشور خودتان را آباد كنيد، الآن با هم در اينجا به جنگ و گريز هستيد؛ و به قول