صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٧ - توجيه كارتر از كشتار مردم
خوب ايشان [١] اين كارها را دارد مىكند، ماها كه اهل يك مملكت هستيم، ما هم با ساير مردم اين مملكت مىگوييم كه ما ايشان را نمىخواهيم. ايشان به ما خيانت كرده، ايشان جنايت كرده، ايشان ذخاير ما را به شما و امثال شما داده و ما مىخواهيم كه خودمان آزاد باشيم، خودمان مستقل باشيم، خودمان مملكتمان را اداره كنيم. اين ابهامى در آن هست كه ما مىخواهيم خودمان اداره كنيم، نمىخواهيم به دست شماها اداره بشود، به دست نوكرهاى شما اداره بشود؟! ابهامى در اين نيست. آيا حق ندارند اهالى يك مملكتى، آرام اين حرف را بزنند كه ما نمىخواهيم ايشان را؟! اگر دنبال اين معنا كه مردم روز تاسوعا و عاشورا آرام گفتند ما اين را نمىخواهيم، و همه عالم ديدند كه اكثريت قاطع قريب به اتفاق است كه ايشان را نمىخواهند، همه بازارهاى ايران، همه مملكت ايران، و شهرستان [هاى] ايران، همه دهات ايران فرياد كردند ما نمىخواهيم شما را. اگر ايشان بعد از اين كارى كه مردم كردند و اين رفراندمى كه مردم كردند گفته بود كه بسيار خوب نمىخواهيد، من مىروم يك كس ديگر بيايد، جنگ و نزاع مىشد ديگر؟ دعوا داشت ديگر؟ ايشان بر خلاف قوانين بين المللى دنيا عمل كرده است: دنبال اين معنى كه مردم آرام گفتند ما شما را نمىخواهيم، چماقدار كشيده، ارتشش را و- نمىدانم- قواى انتظامىاش و همه را وادار كرده به اينكه مردم را بزنند، و به اسم مثلًا چماق به دستها و ... بيايند توى راه، توى شهرها بگويند «جاويد شاه»! خوب اين معنا واقع شده است كه مردم آرام گفتند نه، و ايشان كتك زده مردم را، ايشان كشته از مردم، ايشان خانههاى مردم ريخته، با مسلسل توى خانهها هم حمله كردند، مساجد را آتش زدند، اين همه وحشيگرى را كردند؛ شما مىفرماييد كه بعد از همه اين وحشيگريها شما ايشان را باز پشتيبانى كرديد و مىگوييد آنهايى كه مىگويند كه چرا اين كارها مىشود، آنهايى كه تظاهر آرام كردند، آنها خلاف مىگويند! اينها ميزان ندارد حرفهايشان! حرف ما اين است، حرف شما آن است، كدام ميزان ندارد؟ هر عاقلى بشنود اين دوتا را، كدام را
[١] شاه.