صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٨ - مصاحبه با محمد حسنين هيكل درباره علل شكلگيرى انقلاب
سؤال اين است كه چرا اين وضع اتفاق افتاد؟ چگونه اتفاق افتاد؟ و اين توسعه عظيم جنبش از كجا ناشى مىشود؟]
- اين قدرت، ناشى از اسلام است. در زمان كاشانى- مصدق، اصلْ سياست بود. جنبههاى سياسى جنبش قوى بود. در زمان كاشانى، هم به وى نوشتم و هم گفتم، كه بايد جنبههاى دينى را توجه كنيد. نتوانستند و يا نخواستند. ايشان به جاى تقويت جنبههاى دينى و به جاى آنكه جهات دينى را به جهات سياسى غلبه بدهند، خودشان سياسى شدند؛ رئيس مجلس شدند، كه اشتباه بود. من گفتم كه بايد براى دين كار كنند نه آنكه سياسى بشوند.
اما حالا جنبش در همه جهات، دينى است، اسلامى است؛ سياست هم داخل آن است. اسلام، دين سياسى است؛ سياست در بطن اين جنبش است. خوب است حالا هم سرى به ايران بزنيد و ببينيد- از نزديك- كه امروز چيست و آن روز چه بود. مشكلات زياد است؛ ابرقدرتها هستند، و همه نگرانيها را از جنبش ما دارند؛ اما كارى نمىتوانند بكنند، مگر بخواهند به زور، نيرو پياده كنند. ما ضعيف هستيم و از نظر نظامى نمىتوانيم با آنها مقابله كنيم؛ و گر نه آنها با دست دولتها، با كودتاى نظامى، با دولت نظامى و غيره- حتى با كودتاى نظامى و از بين بردن خود شاه هم- نمىتوانند موفق بشوند. عمق جنبش به حدى است، كه اين مسائل حل شده است؛ دولت نظامى و حكومت نظامى حل شده است؛ مردم اعتنايى ندارند. امروز مردم براى اسلام فرياد مىزنند، آن روز براى نفت بود؛ فرق است وقتى كه مردم براى منفعت، جنبش مىكنند يا براى خدا. جنبش در آن روز مادى بود، و جنبش امروز معنوى است؛ لذا كاملًا شبيه صدر اسلام است، و ما به موفقيت آن اميدوار هستيم.
نه اينكه نگرانى نداريم. البته در چنين مبارزهاى نگرانيهايى هست؛ همه مراكز سياسى دنيا به ايران توجه دارند؛ مىخواهند جنبش ايران را خرد كنند. نه اينكه ندانيم و نگران نباشيم؛ اما ما احراز تكليف شرعى كردهايم؛ احراز امر الهى داريم؛ اين همان منطق صدر اسلام است؛ همان منطق است كه اگر كشته شويم به بهشت مىرويم، اگر بكشيم به بهشت مىرويم؛ اگر شكست بخوريم به بهشت مىرويم، اگر شكست بدهيم به بهشت