صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٢ - آثار خيانت و جنايت شاه
هستند يا در حبسها هستند، يك چندين سال ما لازم داريم تا اين ايران را برسانيم به آن حدى كه قبل از سى و چند سال پيش از اينكه ايشان سلطنت كرده. چقدر وقت لازم است تا اين كشاورزى را به حال اول برگردانند، چه [قدر] وقت لازم است كه اين فرهنگ ما يك فرهنگ بشود، اقتصاد ما يك اقتصاد بشود. شما را درك نكرديم! بله خوب ما اين طورى از شما درك كرديم؛ اگر شما جور ديگر هستيد بفرماييد. پس چرا مىگويى اشتباه كردم! اگر جور ديگر عمل كرديد چرا مىگوييد اشتباه كردم! بگوييد من كارم صحيح بوده است شما اشتباه كرديد؛ اين چند نفر اشتباه كردند! ملت هم كه با من هست، كارهاى من هم كه درست بوده، همهاش صحيح بوده، اين چند نفرى كه از آن طرف مرز آمدند اينجا اينها اشتباه كردند! خوب بود اين را بگوييد و برويد. چرا اينها را نمىگوييد؟ چرا مىگوييد كه اگر من بروم چه خواهد شد و چه خواهد شد و چه خواهد شد، و اينها مرا ادراك نكردند، چند نفرى هستند كه اگر اينها ادراك كرده بودند با من موافق بودند! اگر اينها شما را ادراك كرده بودند، آن وقت مىديدى چطور مىشد! حالايى كه ادراك نكردهاند و نكرديم، اين طور با شما مخالفيم. اگر ما باطن ذات شما را ادراك بكنيم، هر انسانى اگر ادراك بكند باطن ذات تو را، با تو مخالفت خواهد كرد.
حالا هم كه راه افتاده است بيرون، از قرارى كه گفته مىشود چند تا- به اصطلاح آن آقا كه مىگفت- «قصاب» را گذاشته براى اينكه مردم را بكشد. خودش مىخواهد فرار كند برود كنار و يك عدهاى را گذاشته، گمارده به اينكه باز قتل عام كنند مردم را! باز اين گرفتارى را ما داريم. ما كراراً گفتيم اين حكومت تا سلطنت هست حكومتِ باطل است، براى اينكه مردم رأى دادند به اينكه سلطنتْ سلطنت غير قانونى است. مردم گفتند نمىخواهيم سلطنت را. همه مردم گفتند. اگر مىخواهند، اگر مىگويند همه نگفتند، يكى را پيدا كنند- غير آنهايى كه در دستگاه خودت هستند و پول مىگيرند- بروند بازار، دور بازار برگردند بگويند آقا شما كدام يكىتان اين رژيم را مىخواهد، اگر يكى را پيدا كردى؟! همه بازارهاى ايران به اختيار شما، همه دهقانها به اختيار شما. هر چه رفتيد به دهقانها گفتيد كه خير اين آخوندها اگر بيايند روى كار شما ديگر كارتان زار است، از شما