کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠ - عکس
میکنیم، ولی وقتی که دلیل محکمی پیدا کردیم یقین پیدا میکنیم، لااقل برای ما گمان پیدا میشود.
مثلًا در ابتدا اگر از یک دانش آموز بپرسید آیا آهن، این فلز محکم، اگر حرارت ببیند انبساط پیدا میکند یا نه؟ جوابی ندارد که بدهد، میگوید نمیدانم. مطلب برایش مشکوک است، اما بعد که دلائل تجربی برایش گفته شد یقین پیدا میکند که آهن در اثر حرارت انبساط پیدا میکند. همچنین است حالت یک دانش آموز در مسائل ریاضی، پس یقین به یک قضیه مستلزم نفی احتمال طرف مخالف است.
هرگز یقین به یک قضیه با احتمال مخالف سازگار نیست، همچنانکه ظنّ و گمان به یک قضیه مستلزم نفی احتمال مساوی طرف مخالف است و با احتمال مساوی ناسازگار است ولی البته با احتمال غیر مساوی ناسازگار نیست.
اکنون میگوییم قطعی شدن و علمی شدن و حتی راجح شدن و مظنون شدن یک مطلب، موقوف به این است که ذهن ما قبلًا اصل امتناع تناقض را پذیرفته باشد. اگر این اصل را نپذیرفته باشد، هیچگاه ذهن ما از حالت شک خارج نمیشود؛ یعنی در آن وقت هیچ مانعی نخواهد بود که آهن در اثر حرارت انبساط یابد و در همان حال آهن در اثر حرارت انبساط نیابد، زیرا جمع میان این دو علی الفرض محال نیست، پس دو طرف قضیه برای ذهن ما علی السویه است، پس یقین به هیچ وجه برای ذهن ما حاصل نمیشود زیرا یقین آنوقت پیدا میشود که ذهن به یک طرف تمایل قاطع داشته باشد و طرف دیگر را به کلی نفی کند.
حقیقت این است که اصل «امتناع جمع نقیضین و رفع نقیضین» چیزی نیست که قابل مناقشه باشد. انسان وقتی که در سخن منکرین تأمل میکند، میبیند آنان چیز دیگری را به این نام خواندهاند و آن را انکار کردهاند.
عکس
یکی دیگر از احکام قضایا «عکس» است. هر قضیهای از قضایا اگر صادق باشد، دو عکس هم از آن صادق است: یکی عکس مستوی و دیگر عکس نقیض.
عکس مستوی این است که موضوع را به جای محمول، و محمول را به جای موضوع قرار دهیم. مثلًا آنجا که میگوییم: «انسان حیوان است» عکس کرده و بگوییم: «حیوان انسان است». ولی عکس نقیض طور دیگر است و آن به دو نحو است: یکی