کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٤ - ٨ ، ٩ غیبت و حضور
قَدْ احْیا عَقْلَهُ وَ اماتَ نَفْسَهُ، حَتّی دَقَّ جَلیلُهُ وَ لَطُفَ غَلیظُهُ وَ «بَرَقَ لَهُ لامِعٌ کثیرُ الْبَرْقِ» ....عرفا آن برقهای جهنده را «لوائح»و«لوامع»و«طوالع»مینامندبااختلافی که دردرجات و مراتب و میزان شدت ومدت بقای این درخششها هست
٤ ، ٥. قبض و بسط
این دو کلمه نیز از نظر عرفا معنی و مفهوم خاص دارد. «قبض» یعنی حالت گرفتگی روح عارف و «بسط» یعنی حالت شکفتگی و بازی روح. عرفا درباره قبض و بسط و علل آنها زیاد بحث کردهاند
٦ ، ٧ جمع و فرق
این دو کلمه نیز در استعمالات عرفا زیاد به کار برده میشود. قشیری میگوید: آنچه از ناحیه بنده است و بنده آن را تحصیل کرده است و لایق مقام بندگی است «فرق» نامیده میشود، و آنچه از ناحیه خداست از قبیل القائات «جمع» نامیده میشود.کسی که خدا او را بر طاعات و عباداتش واقف میکند، او در مقام فرق است و کسی که خداوند عنایات خود را به او مینمایاند در مقام جمع است.
حافظ:
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش | که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد | |
ز فکر «تفرقه» باز آی تا شوی «مجموع» | به حکم آنکه چو شد اهرمن، سروش آمد | |
٨ ، ٩. غیبت و حضور
غیبت یعنی حالت بیخبری از خلق که احیاناً به عارف دست میدهد. در آن حال، عارف از خود و اطراف خود بیخبر است. عارف از آن جهت از خود بیخبر میشود که حضورش در نزد پروردگار است، و زبان حالش این است:
نه آنچنان به تو مشغولمای بهشتی روی | که یاد خویشتنم در ضمیر میآید | |