کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤ - متغیر و ثابت
در فلسفه ارسطو در این که همه اجزاء طبیعت تغییر میپذیرد بحثی نیست، سخن در این است که چه تغییراتی تدریجی و زمانی است و چه تغییراتی دفعی و آنی.
تغییرات تدریجی در این فلسفه به نام «حرکت» نامیده میشود و تغییرات دفعی به نام «کون و فساد»؛ یعنی به وجود آمدن دفعی به نام «کون» خوانده میشود و فانی شدن دفعی به نام «فساد»، و چون از نظر ارسطو و پیروان او تغییرات اساسی جهان- مخصوصاً تغییراتی که در جوهرها رخ میدهد- همه دفعی است، این جهان را «جهان کون و فساد» میخواندند.
آنجا که تغییرات، دفعی است، یعنی صرفاً در یک لحظه صورت میگیرد، در غیر آن لحظه ثبات بر قرار است. پس اگر تغییرات را دفعی بدانیم، نظر به این که آن تغییرات در یک «آن» صورت میگیرد و در غیر آن «آن» یعنی در «زمان» ثابتاند، اینچنین متغیراتی متغیر نسبی و ثابت نسبی میباشند. پس اگر تغییر به نحو حرکت باشد «تغییر مطلق» است و اگر تغییر به نحو کون و فساد و به نحو آنی باشد «تغییر نسبی» است.
پس، از نظر ارسطوئیان اگر چه شیءِ ثابتِ یکنواختِ مطلق در طبیعت وجود ندارد (بر خلاف نظر ذیمقراطیسیان) بلکه همه چیز متغیر است، اما نظر به این که عمده در طبیعت، جوهرها هستند و جوهرها تغییراتشان دفعی است، پس جهانِ ثبات نسبی و تغییر نسبی دارد و ثبات بیش از تغییر بر جهان حاکم است.
ارسطو و ارسطوئیان- چنانکه میدانیم- اشیاء را به نحو خاصی دسته بندی کردهاند و مجموعاً اشیاء را داخل- یا تحت- ده جنس اصلی که آنها را «مقوله» مینامند دانستهاند به این ترتیب: مقوله جوهر، مقوله کم، مقوله کیف، مقوله أین، مقوله وضع، مقوله متی، مقوله اضافه، مقوله جِده، مقوله فعل، مقوله انفعال.
به عقیده ارسطوئیان حرکت، تنها در مقوله کمّ و مقوله کیف و مقوله أین واقع میشود، در سایر مقولات حرکت صورت نمیگیرد. تغییرات سایر مقولات همه دفعی است و به عبارت دیگر سایر مقولات از ثبات نسبی برخوردارند، و سه مقولهای هم که حرکت در آنها وقوع مییابد، نظر به این که خود حرکت دائم نیست، گاه هست و گاه نیست، بر آن سه مقوله نیز ثبات نسبی حکمفرماست. پس در فلسفه ارسطو ثبات بیش از تغییر، و یکنواختی بیش از دگرگونی به چشم میخورد.
بوعلی سینا معتقد شد که در مقوله وضع نیز حرکت صورت میگیرد؛ یعنی او ثابت کرد که برخی حرکات، مانند حرکت کره بر گرد محور خودش، از نوع حرکت وضعی است نه از نوع حرکت اینی. از این رو حرکات أینی بعد از بوعلی اختصاص یافت به حرکات انتقالی.