کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨ - فلسفه حقیقی یا علم اعلی
پس میبینیم که یک «تیپ» خاص از مسائل است که با مسائل هیچ علمی از علوم جهان که درباره یک موجود خاص تحقیق میکند شباهت ندارد ولی خودشان تیپ خاصی را تشکیل میدهند. وقتی که درباره این تیپ مسائل از نظر شناسایی «اجزاء العلوم» مطالعه میکنیم و میخواهیم بفهمیم از نظر فنی، مسائل «این تیپی» از عوارض چه موضوعی به شمار میروند، میبینیم از عوارض «موجود بما هو موجود» است و البته توضیح و تشریح این مطلب در کتب مبسوط فلسفی باید صورت گیرد و از عهده این درس خارج است.
علاوه بر مسائل بالا، هر گاه ما [بخواهیم] درباره ماهیت اشیاء بحث کنیم که مثلًا ماهیت و چیستی و تعریف واقعی «جسم» یا «انسان» چیست؟ یا هرگاه بخواهیم درباره وجود و هستی اشیاء بحث کنیم، مثلًا آیا دایره حقیقی یا خط حقیقی موجود است یا نه؟ باز به همین فن مربوط میشود، زیرا بحث درباره این امور نیز بحث درباره عوارض موجود بما هو موجود است؛ یعنی به اصطلاح، ماهیات از عوارض و احکام موجود بما هو موجود میباشند. این بحث نیز دامنه دراز دارد و از حدود این درس خارج است. در کتب مبسوط فلسفی درباره آن بحث شده است.
نتیجه بحث این شد که اگر کسی از ما بپرسد که «فلسفه چیست؟» ما قبل از آن که به پرسش او پاسخ دهیم میگوییم این لغت در عرف هر گروهی اصطلاح خاص
دارد؛ اگر منظور تعریف فلسفه مصطلح مسلمین است، در اصطلاح رایج مسلمین این کلمه اسم جنس است برای همه علوم عقلی و نام علم خاصی نیست که بتوان تعریف کرد؛ و در اصطلاح غیر رایج، نام فلسفه اولی است و آن علمی است که درباره کلّیترین مسائل هستی- که مربوط به هیچ موضوع خاص نیست و به همه موضوعات هم مربوط است- بحث میکند، آن علمی است که همه هستی را به عنوان موضوع واحد مورد مطالعه قرار میدهد.