کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٦ - درس سوم مایه های عرفان اسلامی
امری است ورای شریعت اسلامی، زیرا در آداب طریقت مسائلی طرح میشود که فقه از آنها بیخبر است.
از نظر این گروه، نیکان صحابه رسول اکرم که عرفا و متصوفه خود را به آنها منتسب میکنند و آنها را پیشرو خود میدانند، زاهدانی بیش نبودهاند. روح آنها از سیر و سلوک عرفانی و از توحید عرفانی بیخبر بوده است. آنها مردمی بودهاند مُعرِض از متاع دنیا و متوجه به عالم آخرت. اصل حاکم بر روح آنها خوف بوده و رجاء، خوف از عذاب دوزخ و رجاء به ثوابهای بهشتی، همین و بس. حقیقت این است که نظریه این گروه به هیچ وجه قابل تأیید نیست. مایههای اولی اسلامی بسی غنیتر است از آنچه این گروه به جهل و یا به عمد فرض کردهاند.
نه توحید اسلامی به آن سادگی و بیمحتوایی است که اینها فرض کردهاند و نه معنویت انسان در اسلام منحصر به زهد خشک است و نه نیکان صحابه رسول اکرم آنچنان بودهاند که توصیف شد و نه آداب اسلامی محدود است به اعمال جوارح و اعضا.
ما در این درس اجمالًا در حدی که روشن شود که تعلیمات اصلی اسلام میتوانسته است الهام بخش یک سلسله معارف عمیق در مورد عرفان نظری و عملی بوده باشد، مطالبی میآوریم. اما اینکه عرفای اسلامی چقدر از این تعلیمات بهطور صحیح استفاده کردهاند و چقدر منحرف شدهاند، مطلبی است که در این بحثهای کوتاه و مختصر نمیتوان وارد شد.
قرآن کریم در باب توحید، هرگز خدا و خلقت را به سازنده خانه و خانه قیاس نمیکند. قرآن خدا را خالق و آفریننده جهان معرفی میکند و در همان حال میگوید ذات مقدس او در همه جا و با همه چیز هست:
اینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ [١].
به هر طرف رو کنید چهره خدا آنجاست.
وَ نَحْنُ اقْرَبُ الَیهِ مِنْکمْ [٢].
[١] بقره/ ١١٥[٢] واقعه/ ٨٥