کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٠ - کلمه فقه در قرآن و حدیث
کلمه در همه جا همراه با تعمق و فهم عمیق است. در قرآن کریم آمده است:
فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ کلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیتَفَقَّهوا فِی الدّینِ وَلِینْذِروا قَوْمَهُمْ اذا رَجَعوا الَیهِمْ لَعَلَّهُمْ یحْذَرونَ [١].
چرا از هر گروهی یک دسته کوچ نمیکنند تا در امر دین بصیرت کامل پیدا کنند و پس از بازگشتن، مردم خود را اعلام خطر نمایند، باشد که از ناشایستها حذر نمایند.
در حدیث است که رسول اکرم فرمود:
مَنْ حَفَظَ عَلی امَّتی ارْبَعینَ حَدیثاً بَعَثَهُ اللَّهُ فَقیهاً عالِماً [٢].
هرکس چهل حدیث بر امت من حفظ کند خداوند او را فقیه و عالم محشور کند.
درست نمیدانیم که علما و فضلای صحابه به عنوان «فقها» خوانده میشدند یا نه، ولی مسلّم است که از زمان تابعین (شاگردان صحابه- کسانی که پیغمبر را درک نکرده ولی صحابه را درک کردهاند) این عنوان بر عدهای اطلاق میشده است.
هفت نفر از تابعین به نام «فقهای سبعه» خوانده میشدهاند. سال ٩٤ هجری که سال فوت حضرت علی بن الحسین علیهماالسلام است و در آن سال سعیدبن مسیب و عروة بن زبیر از فقهای سبعه و سعیدبن جبیر و برخی دیگر از فقهای مدینه درگذشتند به نام «سَنة الفقهاء» نامیده شد. از آن پس دوره به دوره به علمای عارف به اسلام- خصوصاً احکام اسلام- «فقهاء» اطلاق میشد.
ائمه اطهار مکرر این کلمه را به کار بردهاند، بعضی از اصحاب خود را امر به تفقّه کردهاند و یا آنها را «فقیه» خواندهاند. شاگردان مبرّز ائمه اطهار در همان عصرها به عنوان «فقهای شیعه» شناخته میشدهاند.
[١] توبه/ ١٢٢[٢] خصال، صفحه ٥٤١، ثواب الاعمال صفحه ١٦٢، با اندکی اختلاف.