کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨ - عرفای قرن سوم
ادعایی دارند. وفات «معروف» در حدود سالهای ٢٠٠ تا ٢٠٦ بوده است.
ح. فُضیل بن عَیاض. این مرد اصلًا اهل مرو است، ایرانی عرب نژاد است.
میگویند در ابتدا راهزن بود. یک شب که برای دزدی از دیواری بالا رفت، یک آیه قرآن که از شب زنده داری شنید او را منقلب و تائب ساخت. کتاب مصباح الشریعه منسوب به اوست و میگویند آن کتاب یک سلسله درسهاست که از امام صادق علیه السلام گرفته است. محدث متبحّر قرن اخیر، مرحوم حاج میرزا حسین نوری در خاتمه مستدرک به این کتاب اظهار اعتماد کرده است. فضیل در سال ١٨٧ درگذشته است
عرفای قرن سوم
الف. بایزید بسطامی (طیفور بن عیسی). از اکابر عرفا و اصلًا اهل بسطام است.
میگویند اول کسی است که صریحاً از فناء فی اللَّه و بقاء باللَّه سخن گفته است. بایزید گفته است: از بایزیدی خارج شدم مانند مار از پوست. بایزید به اصطلاح شطحیاتی دارد که موجب تکفیرش شده است. خود عرفا او را از اصحاب «سُکر» مینامند، یعنی در حال جذبه و بیخودی آن سخنان را میگفته است. بایزید در سال ٢٦١ درگذشته است. بعضی ادعا کردهاند که سقّای خانه امام صادق علیه السلام بوده است ولی این ادعا با تاریخ جور نمیآید، یعنی بایزید عصر امام صادق را درک نکرده است.
ب. بِشر حافی. اهل بغداد است و پدرانش اهل مرو بودهاند. از مشاهیر عرفاست.
او نیز در ابتدا اهل فسق و فجور بوده و بعد توبه کرده است.
علّامه حلّی در منهاج الکرامه داستانی نقل کرده است مبنی بر اینکه توبه او به دست حضرت موسی بن جعفر علیه السلام صورت گرفته است و چون در حالی تشرّف به توبه پیدا کرد که «حافی پابرهنه» بود به بشر حافی معروف شد. بعضی علت «حافی» نامیدن او را چیز دیگر گفتهاند. بشر حافی در سال ٢٢٦ یا ٢٢٧ درگذشته است.
ج. سَری سَقَطی. اهل بغداد است. نمیدانیم اصلًا کجایی بوده است. وی از دوستان و همراهان بشر حافی بوده است. سری سقطی اهل شفقت به خلق خدا و ایثار بوده است.
ابن خلّکان در وَفَیات الاعیان نوشته است که سری گفت: سی سال است که از یک جمله الحمد للَّه که بر زبانم جاری شد استغفار میکنم. گفتند: چگونه؟ گفت: شبی حریقی در بازار رخ داد، بیرون آمدم ببینم که به دکان من رسیده یا نه. به من گفته شد به دکان تو