کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦ - متغیر و ثابت
[روشن شد که] طبایع عالم، متحرک بما هو متحرک و متغیر بما هو متغیرند؛ یعنی جسم، چیزی نیست که صرفاً حرکت بر او عارض شده باشد و احیاناً حرکت از او سلب شود و حالت عدم حرکتِ او را «سکون» بنامیم، بلکه طبایع عالم عین حرکت میباشند. نقطه مقابل این حرکت جوهری «ثبات» است نه «سکون».
سکون در مورد حرکتهای عارضی صادق است که حالت «نبود» آن را «سکون» میخوانیم ولی در مورد حرکت ذاتی جوهری سکون فرض ندارد. نقطه مقابل اینچنین حرکت جوهری که عین جوهر است، جواهری هستند که ثبات عین ذات آنهاست.
آنها موجوداتی هستند ما فوق مکان و زمان و عاری از قوّه و استعداد و ابعاد مکانی و زمانی. علیهذا این جسم نیست که یا ثابت است و یا متغیر، بلکه موجود بما هو موجود است که یا عین ثبات است (وجودات ما فوق مادی) و یا عین سیلان و شدن و صیرورت و حدوث استمراری است (عالم طبیعت). پس وجود و هستی همچنان که در
ذات خود به واجب و ممکن تقسیم میگردد، در ذات خود به ثابت و سیال منقسم میشود.
این است که از نظر صدرالمتألّهین، تنها قسمتی از حرکات، یعنی حرکات عارضی جسم که نقطه مقابلشان سکون است، شایسته است که در طبیعیات ذکر شود، و اما سایر حرکات و یا همان حرکات نه از آن حیث که عارض بر جسم طبیعی میباشند، باید در فلسفه اولی درباره آنها بحث و تحقیق به عمل آید. صدرالمتألّهین مباحث «حرکت» را در امور عامّه اسفار ضمن بحث «قوّه و فعل» آورده است، هر چند حق این بود که یکباره فصل مستقلی برای آن قرار میداد.
از نتایج بسیار مهم این کشف بزرگ- مبنی بر این که وجود در ذات خود به ثابت و سیال تقسیم میشود و این که وجود ثابت نحوهای از وجود است و وجود سیال نحوهای دیگر از وجود است- این است که «شدن» و «صیرورت» عین مرتبهای از هستی است. هر چند به اعتباری میتوانیم «شدن» را ترکیب و آمیختگی هستی و نیستی بدانیم، ولی این ترکیب و آمیختگی ترکیب حقیقی نیست بلکه نوعی اعتبار و مجاز است [١].
حقیقت این است که کشف اصالت وجود و اعتباریت ماهیات است که ما را به درک این حقیقت مهم موفق میدارد؛ یعنی اگر اصالت وجود نبود اولًا تصور حرکت جوهریه ناممکن بود، و ثانیاً این که «سَیلان و شدن و صیرورت عین مرتبهای از وجود است» قابل
[١]. رجوع شود به مقاله «اصل تضاد در فلسفه اسلامی» در کتاب مقالات فلسفی از مرتضی مطهری.