کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢ - توحید
منزّه بودنش از مثل و مانند، و یگانگی او در صفات، و یگانگی او در فاعلیت از شؤون و صفات او است؛ اما توحید در عبادت یعنی لزوم یگانه پرستی، پس توحید در عبادت از شؤون بندگان است نه از شؤون خداوند. ولی حقیقت این است که توحید در عبادت نیز از شؤون خداوند است زیرا توحید در عبادت یعنی یگانگی خداوند در شایستگی برای معبودیت، پس او یگانه معبود به حق است. کلمه «لا اله الّا اللّه» همه مراتب توحید را شامل است و البته مفهوم ابتدائی آن، توحید در عبادت است.
توحید ذاتی و توحید در عبادت جزء اصول اولیه اعتقادی اسلامی است، یعنی اگر کسی در اعتقادش به یکی از این دو اصل خللی باشد جزء مسلمین محسوب نمیگردد. احدی از مسلمین با این دو اصل مخالف نیست.
اخیراً فرقه وهّابیه- که پیرو محمد بن عبد الوهّاباند و او تابع ابن تیمیه حنبلی شامی است- مدّعی شدهاند که پارهای از اعتقادات مسلمین مثل اعتقاد به شفاعت، و پارهای از اعمال مسلمین مانند توسّلات و استمدادات از انبیاء و اولیاء بر ضدّ اصل توحید در عبادت است، ولی سایر مسلمین اینها را منافی با توحید در عبادت نمیدانند. پس اختلاف وهابیه با سایر مسلمین در این نیست که آیا یگانه موجود شایسته پرستش، خداوند است یا غیر خداوند، مثلًا انبیاء و اولیاء نیز شایسته پرستشاند؛ در این جهت تردید نیست که غیر خدا شایسته پرستش نیست، اختلاف در این است که آیا استشفاعات و توسّلات، عبادت است یا نه؟ پس نزاع فیما بین، صغروی است نه کبروی. علمای اسلام با بیانات مبسوط و مستدل، نظریه وهّابیان را رد کردهاند.
توحید صفاتی همان است که مورد اختلاف معتزله و اشاعره است. اشاعره، منکر توحید صفاتی میباشند و معتزله طرفدار. توحید افعالی نیز مورد اختلاف معتزله و اشاعره است با این تفاوت که در اینجا کار برعکس است، یعنی اشاعره طرفدار توحید افعالی و معتزله منکر آن میباشند.
اینکه معتزله خود را «اهل التوحید» میخوانند و توحید را یکی از اصول پنجگانه خویش میشمارند، مقصودشان توحید صفاتی است نه توحید ذاتی یا توحید در عبادت (زیرا این دو قسم از توحید محلّ خلاف نیست) و نه توحید افعالی، زیرا اوّلًا معتزله منکر توحید افعالی میباشند و ثانیاً عقیده خویش را در مورد توحید افعالی تحت عنوان «اصل عدل» که اصل دوم از اصول پنجگانه آنهاست بیان میکنند.
اشاعره و معتزله در باب توحید صفاتی و توحید افعالی سخت در دو قطب مخالف