کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥ - ١٠ ، ١١ ، ١٢ ، ١٣ ذوق، شُرب، رَی، سُکر
ممکن است در این حال یعنی حال حضور در نزد پروردگار و غیبت از خود و اطراف خود، حوادث مهمی در اطراف طرف رخ دهد و او آگاه نگردد.
عرفا در این زمینه قصههای افسانه مانندی نقل میکنند. قشیری مینویسد که آغاز کار ابوحفص حدّاد نیشابوری که منجر به ترک حرفه آهنگری گشت این شد که در دکانش نشسته و مشغول کارش بود، شخصی آیهای از قرآن مجید تلاوت کرد، حالتی بر قلبش مستولی شد که از احساس خود «بی خبر» گشت، بدون توجه دست برد آهن گداخته را با دستش از کوره خارج کرد، شاگردش فریاد کشید که چه میکنی؟ ابوحفص به خود آمد و از آن پس این شغل را رها کرد.
و هم او مینویسد: شبلی وارد بر جنید شد در حالی که همسر جنید نشسته بود.
همسر جنید خواست حرکت کند و برود. جنید گفت: شبلی در حالی است که از تو بی خبر است، بنشین. همسر جنید نشست. جنید مدتی با شبلی سخن گفت تا کم کم شبلی شروع کرد به گریه. جنید به همسرش گفت: اکنون خود را مستور ساز که شبلی در حال به خود آمدن است.
حافظ:
چو هر «خبر» که شنیدم رهی به حیرت داشت | از این سپس من و ساقی و وضع «بی خبری» | |