کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٢ - نظریه کلبیون
هیچ چیز را نمیپذیرفت. با کارگران محشور شد و جامه آنان را به تن کرد.
به زبانی که مردم درس نخوانده نیز بفهمند، در کوی و برزن به موعظه پرداخت. فلسفههای دقیق در نظرش بیارزش بود. به بازگشت به طبیعت اعتقاد داشت و در این اعتقاد افراط میکرد. میگفت باید نه دولت وجود داشته باشد، نه مالکیت خصوصی، نه زناشویی، نه دین ... میگفت: ترجیح میدهم مجنون باشم و عیاش نباشم [١]
دیوژن شاگرد انتیس تنس است. معتقد بود که از تمدن باید فرار کرد و در حقیقت میخواست در شیوه و روش زندگی مانند حیوانات زندگی کند، و درباره او نوشتهاند که «برآن شد که همچون سگ زندگی کند» [٢]. لغت «کلبی» اولین بار بر او اطلاق شد.
فلسفه کلبیان براساس شرّیت نسبی موجودات، یعنی براساس زیانبار بودن آنها برای انسان است. سعادت انسان را هرچه بیشتر در رهایی و آزادی و استغنای انسان از متاع دنیا میدانستند. فضیلت را تنها در یک چیز میدانستند و آن غنای نفس است، ولی غنای نفس را در این میدانستند که عملًا هم انسان خود را از کالاهای این جهان دور نگه دارد و جهان را عملًا رها سازد. در حقیقت شعار آنها را باید در این مصراع ناصرخسرو جست: رهاییت باید، رها کن جهان را. متقدّمان از کلبیان از قبیل انتیس تنس و دیوژن اگرچه سادگی و بینیازی را توصیه میکردند، درستکاری را کنار ننهاده بودند، ولی متأخّران آنها نسبت به همه چیز لاقید و سهل انگار شده بودند حتی اصول درستکاری. بی اعتنایی به همه انسانها و همه اصول و همه عواطف را داخل در مفهوم استغنا و آزادگی کرده بودند.
از مردم قرض میگرفتند و نمیدادند. با زبان، مردم را آزار میدادند. لهذا تدریجاً کلمه «کلبی» مفهوم سگ منشی به خود گرفت.
کلبیان روش اخلاقی و در حقیقت حکمت عملی خود را از سادگی آغاز کردند و تدریجاً به بیغمی و بیعاطفگی و متأثر نشدن در غم خویشان و دوستان کشید و بالاخره به رفتاری ددمنشانه در مورد دیگران منتهی شد.
[١]. همان، ص ٤٥٢[٢]. همان، ص ٤٥٣