کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٦ - درس اول ودوم حکمت عملی وحکمت نظری
خودشان. پس انسان بالفطره به حسب ساختمان ذهنی و ساختمان تمایلات و عواطف و احساسات خود، هم در خدمت خود است و هم در خدمت افراد دیگر. آنچه «حکمت عملی» نامیده میشود، از نظر اینکه یک سلسله بایدها برای وصول به یک سلسله مقصدها و هدفهاست، با سایر بایدها و نبایدها فرقی ندارد؛ فرقی که هست در ناحیه هدفها و مقصدهای انسانی است. بعضی مقصدها و هدفها، غایات کمالی خود فردند و بعضی دیگر غایات کمالی افراد دیگر [١]. آنجا که به افراد دیگر مربوط میشود، بایدها و نبایدها عام و مطلق میگردد و حکمت عملی است. مثلًا آنجا که من کاری را برای سیر شدن شکم خودم میکنم، کاری است فردی و نسبی و مبتذل و حیوانی و بیارزش. اما آنجا که کاری را برای سیر شدن شکم انسانهای دیگر میکنم، کاری است کلی و متعالی و انسانی و با ارزش. با اینکه مقصد به هرحال سیر شدن است و سیر شدن فی حدذاته یک امر عادی و مبتذل است، کارهایی که برای سیر شدن انجام میگیرد اگر خصلت فردی داشته باشد: «من باید سیر بشوم» (که قهراً در هر انسانی به شکل خاص و به صورت جزئی و مخصوص به خود او خواهد بود) کاری است مبتذل و عادی، ولی اگر خصلت کلی داشته باشد: «دیگران باید سیر شوند» (قهراً این اندیشه در همه اذهان یکسان است) متعالی و مقدس و با ارزش است. علیهذا این اندیشه ارزش و قداست و تعالی خود را از ناحیه کلیت و عمومیت و اشتراک خود میگیرد.
ج. نظریه سوم این است که کارهای اخلاقی برخلاف نظریه اول، خودْ هدف نیستند بلکه هدف چیز دیگر است. هدف، خیر و کمال جامعه است که خود فرد نیز جزئی از آن است؛ یعنی جامعه به عنوان امری برون ذات و بیگانه هدف نیست، بلکه به عنوان یک «من» دیگر ماورای «من» فردی و زیست شناسی- که متعالیتر از «من» فردی و زیستی است- هدف است. اساساً- برخلاف نظریه دوم که میپنداشت دیگران به عنوان اموری برون ذات، هدف ارزشهای اخلاقیاند- امکان ندارد انسان یا هر موجود دیگر به سوی مقصدی حرکت کند که با خودش بیگانه باشد. هر حرکت همواره به سوی غایتی است که
[١]. به عبارت بهتر، متعلَّق بایدهای اخلاقی با متعلَّق سایر بایدها فی حدذاته و فی نفسه تفاوتی ندارد. از این نظر مثلًا فرقی میان خوردن و خدمت نیست؛ تفاوت در وجود لغیره و اضافی این افعال است که تا آنجا که به خود مربوط میشود، عادی است و آنجا که به غیر مربوط میشود، عالی است. از یک نظر ملاک اخلاقی بودن، برای غیر بودن است و از یک نظر ملاک اخلاقی بودن، کلی بودن و برای انسان بودن است.