کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨ - تعریف « فکر »
اندیشههاست. به عبارت دیگر: تفکر نوعی سرمایه گذاری اندیشه است برای تحصیل سود و اضافه کردن بر سرمایه اصلی. عمل تفکر خود نوعی ترکیب است اما ترکیبی زاینده و منتِج، بر خلاف ترکیبهای شاعرانه و خیالبافانه که عقیم و نازاست.
این مسأله است که باید در باب «ارزش قیاس» مورد بحث قرار گیرد که آیا واقعاً ذهن ما قادر است از طریق ترکیب و مزدوج ساختن معلومات خویش، به معلوم جدیدی دست بیابد و مجهولی را از این راه تبدیل به معلوم کند یا خیر، بلکه یگانه راه کسب معلومات و تبدیل مجهول به معلوم آن است که از طریق ارتباط مستقیم با دنیای خارج بر سرمایه معلومات خویش بیفزاید، از طریق مربوط کردن معلومات در درون ذهن نمیتوان به معلوم جدید دست یافت؟
اختلاف نظر تجربیون و حسّیون از یک طرف، و عقلیون و قیاسیون از طرف دیگر در همین نکته است. از نظر تجربیون راه منحصر برای کسب معلومات جدید تماس مستقیم با اشیاء از طریق حواس است، پس یگانه راه صحیح تحقیق در اشیاء «تجربه» است. ولی عقلیون و قیاسیون مدعی هستند که تجربه یکی از راههاست، از طریق مربوط کردن معلومات قبلی نیز میتوان به یک سلسله معلومات جدید دست یافت.
مربوط کردن معلومات برای دست یافتن به معلومات دیگر همان است که از آنها به «حد» و «قیاس» یا «برهان» تعبیر میشود.
منطق ارسطویی ضمن این که تجربه را معتبر میداند و آن را یکی از مبادی و مقدمات ششگانه قیاس میشمارد، ضوابط و قواعد قیاس را که عبارت است از به کار بردن معلومات برای کشف مجهولات و تبدیل آنها به معلومات، بیان میکند. بدیهی است که اگر راه تحصیل معلومات منحصر باشد به تماس مستقیم با اشیاء مجهوله و هرگز معلومات نتواند وسیله کشف مجهولات قرار گیرد، منطق ارسطویی بلاموضوع و
بی معنی خواهد بود.
ما در اینجا یک مثال سادهای را که معمولًا برای ذهن دانش آموزان به صورت یک «معمّا» میآورند از نظر منطقی تجزیه و تحلیل میکنیم تا معلوم گردد چگونه گاهی ذهن از طریق پلّه قرار دادن معلومات خود به مجهولی دست مییابد. فرض کنید پنج کلاه وجود دارد که سه تای آن سفید است و دو تا قرمز. سه نفر به ترتیب روی پلههای نردبانی نشستهاند و طبعاً آن که بر پلّه سوم است دو نفر دیگر را میبیند، و آن که در پله دوم است تنها نفر پله اول را میبیند، و نفر سوم هیچکدام از آندو را نمیبیند، و نفر اول و دوم مجاز