کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١ - شکل چهارم و شرایط آن
الف. اختلاف مقدّمتین (صغری و کبری) در کیف (یعنی ایجاب و سلب).
ب. کلّیت کبری.
علیهذا اگر دو مقدمه، موجبه یا سالبه باشد و یا اگر کبری جزئیه باشد، قیاس ما منتج نیست. مثلًا: «هر انسانی حیوان است؛ و هر اسبی حیوان است» منتج نیست، زیرا هر دو مقدمه، موجبه است و باید یکی موجبه و دیگری سالبه باشد؛ و همچنین:
«هیچ انسانی علفخوار نیست؛ و هیچ کبوتری علفخوار نیست» منتج نیست، زیرا هر دو مقدمه سالبه است؛ و همچنین «هر انسانی حیوان است؛ و بعضی از اجسام حیوان نیست» عقیم است، زیرا کبرای قیاس، جزئیه است و باید کلّیه باشد.
شکل سوم و شرایط آن
اگر حدّ وسط، موضوع در هر دو مقدمه باشد «شکل سوم» است [١]. شرایط شکل
سوم عبارت است از:
الف. موجبه بودن صغری.
ب. کلّیت یکی از دو مقدمه.
علیهذا قیاس ذیل:
«هیچ انسانی نشخوار کننده نیست؛ هر انسانی نویسنده است».
عقیم است، زیرا صغری سالبه است؛ و همچنین «بعضی از انسانها عالمند؛ و بعضی از انسانها عادلند» عقیم است، زیرا هر دو مقدمه، جزئیه است و لازم است یکی از دو مقدمه کلّی باشد.
شکل چهارم و شرایط آن
«شکل چهارم» آن است که حد وسط، موضوع در صغری و محمول در کبری باشد، و این دورترین اشکال از ذهن است. ارسطو که مدوِّن منطق است این شکل را (شاید به علت دوری آن از ذهن) در منطق خویش نیاورده است، بعدها منطقیین اضافه کردهاند. شرایط این شکل یکنواخت نیست؛ یعنی به دو صورت میتواند باشد، به این نحو که:
[١]. مثل این که بگوییم: «هر انسانی فطرتاً علم دوست است، هر انسانی فطرتاً عدالتخواه است؛ پس بعضی علم دوستان عدالتخواهاند».