کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١ - قضیه محصوره و غیر محصوره
و اگر بیان شده باشد که بعضی افراد چنیناند «محصوره جزئیه» نامیده میشود.
پس محصوره بر دو قسم است: کلیه و جزئیه، و از آن نظر که هر قضیهای ممکن است موجبه باشد و ممکن است سالبه باشد پس قضایای محصوره مجموعاً چهار نوع است:
موجبه کلّیه مثل «کلُّ انسانٍ حیوانٌ» یعنی «هر انسانی حیوان است».
سالبه کلّیه مثل «لا شیءَ مِنَ الانسانِ بِحَجَر» یعنی «هیچ انسانی سنگ نیست».
موجبه جزئیه مثل «بعضُ الحیوانِ انسانٌ» یعنی «بعضی حیوانها انساناند».
سالبه جزئیه مثل «بعضُ الحیوانِ لَیسَ بِإنسانٍ» یعنی «بعضی حیوانها انسان نیستند».
این چهار نوع قضیه به نام «محصورات اربعه» معروفاند و آنچه در علوم به کار میرود همین محصورات چهارگانه است نه شخصیه و نه طبیعیه و نه مهمله. از این رو منطق بیشتر به محصورات چهارگانه میپردازد.
در قضایای محصوره آن چیزی که دلالت میکند بر این که همه افراد یا بعضی افراد مورد نظر است «سور قضیه» نامیده میشود. مثلًا آنجا که میگوییم: «هر انسانی حیوان است» کلمه «هر» سور قضیه است و آنجا که میگوییم: «برخی حیوانها انساناند» کلمه «برخی» سور قضیه است و این که میگوییم: «هیچ گیاهی در شورهزار نمیروید» کلمه «هیچ» سور است و این که میگوییم: «بعضی درختان در گرمسیر رشد نمیکنند» کلمه «بعضی ... نه» سور است. در عربی کلمات «کلّ»، «لا شیءَ»، «بَعضُ»، «لَیسَ بَعضُ» سور به شمار میروند.
قضایا یک سلسله تقسیمات دیگر نیز دارند مانند تقسیم قضیه به: مُحَصّلِه و مَعْدوله، و یا تقسیم قضیه به خارجیه و ذهنیه و حقیقیه. توضیح آنها را از کتب منطق باید جستجو کرد. ما که اکنون کلیاتی از منطق را مورد بحث قرار میدهیم نمیتوانیم وارد بحث آنها شویم. همچنانکه تقسیم دیگری نیز قضیه دارد به: مُطْلقه و موجّهه، و قضایای موجهه نیز به نوبه خود تقسیم میشوند به: ضروریه و دائمه و ممکنه و غیره که بحث در آنها از عهده درس ما خارج است. همین قدر توضیح میدهیم که رابطه و نسبت میان دو چیز در آنجا که مثلًا میگوییم: «هر الف ب است» گاهی به نحوی است که باید باشد و محال است که نباشد؛ در اینجا میگوییم: «هر الف ب است بالضروره» و گاهی به نحوی است که