کلیات علوم اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢ - شریعت، طریقت، حقیقت
داشته باشند همچنان که سایر طبقات فرهنگی مثلًا متکلمین، فلاسفه، مفسرین، فقها، اشتباهاتی داشتهاند، ولی هرگز سوء نیتی نسبت به اسلام در کار نبوده است.
مسئله ضدیت عرفا با اسلام از طرف افرادی طرح شده که غرض خاص داشتهاند یا با عرفان و یا با اسلام. اگر کسی بیطرفانه و بیغرضانه کتب عرفا را مطالعه کند، به شرط آنکه با زبان و اصطلاحات آنها آشنا باشد، اشتباهات زیادی ممکن است بیابد ولی تردید هم نخواهد کرد که آنها نسبت به اسلام صمیمیت و خلوص کامل داشتهاند.
ما نظر سوم را ترجیح میدهیم و معتقدیم عرفا سوء نیت نداشتهاند. در عین حال لازم است افراد متخصص و وارد در عرفان و در معارف عمیق اسلامی، بی طرفانه درباره مسائل عرفانی و انطباق آنها با اسلام بحث و تحقیق نمایند
شریعت، طریقت، حقیقت
یکی از موارد اختلاف مهم میان عرفا و غیر عرفا خصوصاً فقها، نظریه خاص عرفا درباره شریعت و طریقت و حقیقت است.
عرفا و فقها متفق القولاند که شریعت یعنی مقررات و احکام اسلامی مبنی بر یک سلسله حقایق و مصالح است. فقها معمولًا این مصالح را به اموری تفسیر میکنند که انسان را به سعادت یعنی حد اعلای ممکن استفاده از مواهب مادی و معنوی میرساند. ولی عرفا معتقدند که همه راهها به خدا منتهی میشود و همه مصالح و حقایق از نوع شرایط و امکانات و وسایل و موجباتی است که انسان را به سوی خدا سوق میدهد.
فقها همین قدر میگویند: در زیر پرده شریعت (احکام و مقررات) یک سلسله مصالح نهفته است و آن مصالح به منزله علل و روح شریعت به شمار میروند؛ تنها وسیله نیل به آن مصالح، عمل به شریعت است. اما عرفا معتقدند که مصالح و
حقایقی که در تشریع احکام نهفته است از نوع منازل و مراحلی است که انسان را به مقام قرب الهی و وصول به حقیقت سوق میدهد.
عرفا معتقدند که باطن شریعت راه است و آن را «طریقت» میخوانند، و پایان این راه «حقیقت» است یعنی توحید به معنیای که قبلًا به آن اشاره شد که پس از فنای عارف از خود و انانیت خود دست میدهد. این است که عارف به سه چیز معتقد است: شریعت، طریقت، حقیقت؛ معتقد است که شریعت وسیله یا پوستهای است برای طریقت، و طریقت پوسته یا وسیلهای برای حقیقت.