آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠ - همکاری و همدلی
وَ حَسْبُک داءً انْ تَبیتَ بِبِطْنَةٍ | وَ حَوْلَک اکبادٌ تَحِنُّ الَی الْقِدِّ | |
این درد مرا بس است که من با شکم سیر بخوابم و در اطرافم شکمهای گرسنه باشد.
این مسئله [یعنی همدلی] آنقدر مهم است که قرآن آن را به عنوان یک نعمت بسیار بزرگ بر پیغمبر اکرم بیان میکند، مخصوصاً در میان مردم عربستان که از همه مردم روی زمین متفرقتر و متشتتتر بودند و اختلافات در میانشان بیشتر و شدیدتر بود، هم کمّاً و هم کیفاً. کمّاً از آن جهت که هر دو قبیلهای با هم جنگ داشتند و در داخل خودشان نیز اختلاف داشتند؛ و کیفاً از آن جهت که کینههای اینها در حد اینکه پشت سر یکدیگر حرف بزنند و از همدیگر غیبت و انتقاد کنند و یا در حد رقابت اقتصادی نبود، شمشیر بود و خونریزی و اسارت. در خود مدینه دو قبیله زندگی میکردند به نام اوس و خزرج، و در کنارشان یهودیها بودند، یهودیهای بنیقریظه، یهودیهای بنینضیر و یهودیهای غَطفان. خود یهودیها با همدیگر اختلاف داشتند. بنینضیر دشمن بنیقریظه، بنیقریظه دشمن بنینضیر، و بنیغطفان دشمن هر دو، و همه یهودیها دشمن اوس و خزرج بودند. خود اوس و خزرج از یک ریشه بودند یعنی اولاد دو برادر بودند ولی با همدیگر جنگ داشتند، جنگهایی تمام نشدنی! ملای رومی میگوید:
دو قبیله اوس و خزرج نام داشت | هر یکیشان جام خونآشام داشت | |
کینههای کهنهشان از مصطفی | محو شد در نور اسلام و صفا | |
ای پیغمبر! نترس! اگر دست صلح و سلامت به سوی تو دراز