آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩ - ماجرای هجرت رسول اکرم
صورت یک پیرمرد مجسم شد. به هر حال در تاریخ، او به نام «شیخ نجدی» معروف شد که در آن مجلس شیخ نجدی هم اظهارنظر کرد و در آخر هم نظر شیخ نجدی تصویب شد. آن پیشنهاد که گفتند یک نفر را بفرستند پیغمبر را بکشد رد شد. همان شیخ نجدی گفت این عملی نیست. اگر شما یک نفر بفرستید، قطعاً بنیهاشم به انتقام خون محمد او را خواهند کشت و کیست که یقین داشته باشد که کشته میشود و حاضر شود این کار را انجام دهد.
گفتند او را حبس میکنیم. گفت حبس هم مصلحت نیست زیرا باز بنیهاشم به اعتبار اینکه به آنها برمیخورد که فردی از آنها محبوس باشد، اگرچه به تنهاییزورشان به شما نمیرسد ولی ممکن است در موقع حج که مردم جمع میشوند، از نیروی مردم استمداد کنند و محمد را از حبس بیرون بکشند. پیشنهاد تبعید شد. گفت این از همه خطرناکتر است. او مردی خوشصورت و خوشبیان و گیراست. الان به تنهایی در این شهر افراد شما را به تدریج دارد جذب میکند. [یک وقت میبینید] رفت در میان قبایل عرب چندین هزار نفر را پیرو خودش کرد و با چندین هزار مسلّح آمد سراغ شما. در آخر پیشنهاد شد و مورد قبول واقع شد که او را بکشند ولی به این شکل که از هر یک از قبایل قریش یک نفر در کشتن شرکت کند و از بنیهاشم هم یک نفر باشد (چون از بنیهاشم ابولهب را در میان خودشان داشتند) و دستهجمعی او را بکشند و به این ترتیب خونش را لوث کنند، و اگر بنیهاشم ادعا کردند، میگوییم قبیله شما هم شرکت داشتند. حداکثر این است که به آنها دیه میدهیم، دیه ده انسان را هم خواستند میدهیم.
همان شبی که اینها تصمیم گرفتند این تصمیم محرمانه را اجرا