آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢ - تفسیر سوره توبه (١)
حُسَینٍ حسین از من است و من از حسینم؛ یعنی اساساً میان ما جدایی فرض نمیشود و وجود ندارد.
آنوقت مفاد این حدیث با آن حدیث معروف دیگر که عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِی یدورُ حَیثُ ما دارَ یکی میشود. علی با حق است و حق با علی است؛ دور میزند با او هرجا او دور بزند، یعنی علی علیه السلام آنجا میرود که حق است و حق آنجا میرود که علی علیه السلام است؛ یعنی جدایی میان ایندو وجود ندارد. این مفهوم تقریباً همان مفهوم عصمت است. علی از حق جدایی ندارد. مگر پیغمبر از حق جدایی دارد؟! مگر ممکن است العیاذباللَّه پیغمبر حرفی بزند یا عملی انجام بدهد که حق نباشد.
همانطور که پیغمبر از حق جداشدنی نیست و تفکیکش فرض و امکان ندارد، تفکیک علی علیه السلام هم از پیغمبر امکان ندارد و ایندو جدا ناشدنی هستند.
این جمله را [که «این سوره را نباید به مردم ابلاغ کند مگر خود تو یا کسی که از توست»] نه تنها اهل تشیع روایت کردهاند، اهل تسنن هم به همین شکل روایت کردهاند. اگر اختلافی هست، در رفتن ابوبکر است. اصل فضیلت هم در این [جمله] است خواه ابوبکر رفته باشد یا نرفته باشد. و حتی اگر ابوبکر به سفر حج رفته باشد، فضیلت علی علیه السلام بیشتر ثابت میشود؛ یعنی با اینکه ابوبکر هست اعلام میشود که او صلاحیت ابلاغ این سوره را ندارد و تنها کسی که صلاحیت اینچنین ابلاغ را به مردم دارد، به نصّ وحی الهی کسی است که از پیغمبر است و میان او و پیغمبر به هیچ وجه جدایی نیست. این است که مسئله ابلاغ سوره برائت به وسیله علی علیه السلام یکی از فضائل بزرگ امیرالمؤمنین است.