آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧ - بیان نهج البلاغه درباره وفای به پیمان
طول کشید، بلند میشود که برود. دوباره صدر اعظم میگوید آقا شما بفرمایید. تا اینکه همه مردم میروند، فقط پیشخدمتها میمانند. صدر اعظم میگوید فرمایشی دارید؟
این شخص میگوید: نه، من عرضی نداشتم، همین را تقدیم کرده بودم. پیشخدمتها را هم میگوید همهتان بروید بیرون، کسی حق ندارد بیاید داخل اتاق. این بیچاره وحشتش میگیرد که این دیگر چگونه است؟! صدر اعظم میگوید: بیا جلو! میرود جلو. آهسته در گوشش میگوید: چرا این را نوشتی و برای من آوردی؟ میگوید:
شما صدر اعظم یک مملکت هستید، این هم دستورالعمل مولا امیرالمؤمنین علیه السلام است برای کسانی مثل شما. فرمان اوست راجع به اینکه با مردم چطور باید رفتار کرد. من فکر میکنم شما هم شیعه امیرالمؤمنین هستید و چنین چیزی را دوست دارید. فکر کردم برایتان هدیهای بیاورم، هیچ چیز مناسبتر از این پیدا نکردم. گفت:
بیا جلو. رفت جلو. گفت: یک کلمه من میخواهم به تو بگویم و آن این است که خود علی که اینها را نوشت و به اینها بیش از هرکس دیگر پایبند بود و عمل میکرد، در سیاست از اینها چقدر بهرهبرداری کرد که حالا من بیایم به اینها عمل کنم؟ خود علی از همین راهی که دستور داد عمل کرد و دیدیم که تمام مُلکش از بین رفت و معاویه بر او مسلط شد. علی خودش به این دستورالعمل عمل کرد و شکست خورد، پس این چیست که برای من نوشتهای؟! گفت: اجازه میدهید جواب بدهم؟ بله. گفت:
چرا این حرف را در میان جمعیت به من نگفتی؟ گفت: اگر در میان جمعیت میگفتم پدرم را درمیآوردند. گفت: بسیار خوب، جمعیت که رفت چرا پیشخدمتها را گفتی همهتان بروید بیرون؟ گفت: اگر یکی از آنها میفهمید که من