آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - همکاری و همدلی
ولی گاهی عاطفهای از خارج بر روح انسان حکومت میکند که افراد با یکدیگر متحد میشوند، واقعاً همروح میشوند. این عاطفه گاهی عواطف به اصطلاح ملی است مثل هموطنی، همزبانی، همنژادی که تا اندازهای روحیهها را با یکدیگر یکی میکند ولی نه خیلی زیاد. آن عاملی که واقعاً افراد را همروح میکند ایمان الهی است. هرگز تاریخ جهان اتحادی را که در میان همدینها و همایمانها بوده است در میان گروههای دیگر نشان نداده است که اصلًا خودشان را یکی ببینند. در یکی از غزوات صدر اسلام است، گویا در مؤته است، مورخین نوشتهاند بعد از خاتمه جنگ کسی در میان مجروحین سیر میکرد که اگر میتواند مجروحین را نجات بدهد. به یک مردی رسید در حالی که سخت تشنه بود «١». یک کاسه آب پیدا کرد. وقتی رفت به او بدهد، او اشاره کرد به رفیق مجروحش که به او بده. رفت سراغ او. او نیز اشاره کرد به رفیق مجروح دیگری و گفت به او بده (و بعضی تا نُه نفر
نوشتهاند). رفت سراغ سومی، دید مرده. آمد سراغ دومی دید او هم مرده. آمد سراغ اولی دید او هم مرده است. این مقدار همدلی در جایی است که انسان واقعاً درد دیگری را درد خودش احساس کند. امیرالمؤمنین فرمود: اوْ ابیتَ مِبْطاناً وَ حَوْلی بُطونٌ غَرْثی وَ اکبادٌ حَرّی اوْ اکونَ کما قالَ الْقائِلُ:
(١). چون قطعنظر از اینکه انسان در آن گرمای عربستان احتیاج به آب دارد، خود تلاش جنگتشنگیآور است و از این بالاتر کسی که مجروح میشود چون خون از بدنش میرود خیلی تشنه میشود زیرا بدن فوراً شروع میکند به خونسازی و میخواهد آن کمبود خون را جبران کند، و ساخته شدن خون هم در درجه اول احتیاج به آب دارد. این است که کسی که از بدنش خون زیاد میرود فوقالعاده تشنه میشود.