آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦ - تفسیر سوره انفال (٨)
و جبروت عجیبی. ولی حضرت قبلًا فرموده بود من میخواهم مثل جدم بیرون بیایم. در داخل منزل که بودند به عدهای از کسانشان فرمودند: اینطور که من میگویم رفتار کنید. وضو گرفتند و آماده شدند.
حضرت خیلی ساده پاها را برهنه کرد و ضامنهای کمر را بالا زد، عصا را به دست گرفت و ذکرگویان حرکت کرد: اللَّهُ اکبَرُ اللَّهُ اکبَرُ اللَّهُ اکبَرُ عَلی ما هَدینا وَ لَهُ الشُّکرُ عَلی ما اوْلینا. اطرافیان هم با حضرت همصدا شدند. همه منتظر بودند. در که باز شد یک وقت دیدند امام با آن هیئت آمدند بیرون: اللَّهُ اکبَر. جمعیت بیاختیار گفت: اللَّهُ اکبَر.
از اسبها پیاده شدند و آنها را رها کردند و لباسها را کندند. چکمهها را طوری بسته بودند که از پاها بیرون نمیآمد. نوشتهاند خوشبختترین افراد کسی بود که یک چاقو پیدا میکرد که چکمهها را پاره کند و دور بیندازد. اشکها جاری شد. تا حالا انتظار داشتند امام با جلال و جبروت مادی و دنیایی و زر و زیور و اسب و شمشیر بیرون بیایند؛ برعکس، جلال و جبروت معنوی جایش را گرفت. اینها هم فریاد کشیدند: اللَّهُ اکبَر. مردم دیگر هم فریاد کشیدند: اللَّهُ اکبَر. زنها و بچهها روی پشتبامها جمع شده بودند که جلال ولیعهدی را ببینند. یک وقت دیدند اوضاع طور دیگر است. نوشتهاند یکمرتبه تمام شهر مرو فریاد اللَّهُ اکبَر شد و صدای ضجّه و گریه در شهر بلند شد. جلال چند برابر شد اما در سادگی و معنویت. راه افتادند به طرف مصلّی (چون نماز عمومی است مستحب است زیر آسمان خوانده شود.) چنان جمعیت هجوم آورد و چنان ابراز احساسات میکردند که گویی زمین و آسمان میلرزد. جاسوسهای مأمون به او خبر دادند که قضیه از این قرار است، اگر این نماز را امروز علی بن موسیالرضا بخواند تو دیگر