آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨ - تفسیر سوره انفال (٨)
میآیند، از مرکبش پیاده شد، دامنش را پر از سنگ کرد و پراند به معاویه و گفت:
این چه وضعی است که درست کردهای؟! ولی معاویه آنقدر زیرک و زرنگ و حقهباز بود که بالاخره خلیفه را قانع کرد. گفت: چون ما در مجاورت بیزانس هستیم مصلحت اسلام چنین اقتضا میکند. خلیفه هم سکوت کرد.
به این شکل جلال معنوی را تبدیل به همین شوکتهای مادی کردند، در صورتی که قدرت در جلال معنوی است. سرّ موفقیت مسلمین در قدرت روحی و معنویشان بود.
وَ اذْ زَینَ لَهُمُ الشَّیطانُ اعْمالَهُمْ مانند آنها نباشید آنگاه که شیطان کارهایشان را در نظر خودشان زیبا جلوهگر ساخت و قالَ لا غالِبَ لَکمُ الْیوْمَ مِنَ النّاس و به آنها چنین گفت که شما خیلی صاحب قدرتید، هیچ قدرتی در مقابل شما مقاومت ندارد وَ انّی جارٌ لَکمْ من هم کمک شما هستم، شما در جوار و در پناه من هستید. راجع به اینکه شیطان به اینها چنین گفت، از قدیمالایام مفسرین اختلاف کردهاند که به چه شکل گفت؟ آیا به شکل وسوسه بود یا به شکل تمثّل؟ میدانیم که قرآن کریم از حقیقتی یاد کرده است به نام مَلَک و فرشته، و از حقیقت دیگری یاد کرده است به نام شیطان و جن. معمولًا ارتباط ملک با انسان را به شکل القاء خاطرات خوب در روح انسان بیان میکنند که حدیث هم هست که در قلب انسان دو گوش است، از یک گوش مَلَک و از گوش دیگر شیطان القائات تلقین میکنند. و در قرآن آمده است که ملک یا فرشته تمثل پیدا میکند یعنی ذات و جنسش جسم نیست ولی میتواند مثال جسمانی پیدا کند و در نظر انسان، در جلوی چشم انسان مجسم بشود. درباره روحالقدس و مریم میگوید: