آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣ - تفسیر سوره انفال (٣)
مسجدالحرام را توسعه بدهد.
برخی گفتند نمیفروشیم. عدهای از فقهای اهل تسنن گفتند خانه خودشان است دلشان بخواهد میفروشند و نخواهد نمیفروشند. بعضی دیگر گفتند مسجدالحرام است، به زور میشود گرفت. معمولًا مشکلی میشد و به ائمه اطهار علیهم السلام رجوع میکردند. امام باقر علیه السلام استدلال عجیبی کرد، ثابت نمود چون مسجدالحرام است، اگر مصلحت مسجدالحرام ایجاب کند، رضایت صاحبخانه شرط نیست. فرمود:
آیا اول کعبه اینجا بود و مردم به خاطر کعبه اینجا آمدند یا اول مردم آمدند بعد کعبه را ساختند؟ مثلًا مردمی میآیند نقشهای میکشند، خانههایی بنا میکنند، بعد میگویند زمینی وقف مسجد نماییم. اول مردم تملک زمینها را کردهاند بعد قسمتی از آن را اختصاص به مسجد دادهاند. پس مسجد وارد شده بر مردم. تمام مسجدهای دنیا اینطور بوده حتی مسجد پیغمبر صلی الله علیه و آله. در همه دنیا یک نقطه است که اول مسجد در آنجا بنا شده و بعد مسجدْ آن سرزمین را احیا کرده و آن، سرزمین مکه است زیرا مکه وادی غیر ذیزرع بود و مالکی نداشت، ابراهیم علیه السلام آمد برای اولین بار کعبه را در آنجا برای مردم ساخت و اختصاص داد به عبادت که تا دامنه قیامت بیایند مناسک انجام دهند. پس اول ابراهیم آمد آن را ساخت، بعد مردم آمدند. حق کعبه و مسجدالحرام محفوظ است. مردم تا جایی که مزاحم کعبه و مسجدالحرام نشوند [در تملک زمین آزادند.] وقتی استدلال گفته شد همه [آن را پذیرفتند.]
سرزمین مکه وضع خاصی دارد. قرآن نیز همین منطق را پیروی میکند، میگوید آنها مستحق عذابند، متولیان مسجدالحرام متقیان عالَمند. حرمی است متعلق به مسلمانان دنیا و متقیان.