آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٦
نداشته باشد که بخواهد جدا بشود ]این جمله معنی پیدا نمیکند.[ از بدنش جدا میشود، از کسانِ خودش جدا میشود، اگر پدر و مادری دارد، فرزندانی دارد، مال و ثروتی دارد، از همه اینها جدا میشود. درد این جدایی بالاترین دردهای جداییهای عالم است. آن وقتی که آدم این اندامِ خودش را که یک عمر با او انس دارد ]ترک میکند.[ انسان با تنِ خودش انس دارد. به قول افلاطون :
از آن گریم که جسم و جانِ دمساز به هم خو کردهاند از دیرگه باز
آنوقت میبیند که خودش از خودش (به یک معنا) دارد جدا میشود، خودش از بدن خودش دارد جدا میشود و از هرچه با او خو گرفته است دارد جدا میشود.
علائقی که انسان دارد مثل ریشههایی است که یک درخت در یک زمین دوانده باشد. حال اگر درخت را با یک نیرویی بکشند، مثلا به یک اتومبیل ببندند و این اتومبیل آن را بکشد و بخواهد این درخت را از ریشه بیرون بیاورد، چه وضعی پیدا میکند؟ این علائق روحی و معنوی که انسان به این طرف دارد، حکم آن ریشهها را دارد که به زور بخواهند بکشند.
یا مثل یک میوه کال است که آن را به دست میگیرند و به زور میخواهند از درخت خودش جدا کنند؛ چه بر سر آن میآید خدا میداند. البته این علائق در وقتی که انسان حالت آن میوه نارس را دارد که تمام بستگیاش به این طرف است و از این طرف هیچ آزادی ندارد ]مزاحم است و الّا هنگامی که انسان حالت میوه رسیده را داشته باشد[[١] احتیاجی
[١] . ]چند ثانيهای از نوار افتادگی دارد.[