آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤
تاست[١] و شش تا یا هفت تا نیست؟ این به اعتبار عدد نیست که چون به عدد ٥ علاقه بیشتری داشتهاند آمدهاند حواس را پنج تا کردهاند. یا اگر هفت تا میبود به این عدد علاقه خاصی داشتهاند. بلکه از باب این است که انسان در رابطهاش با عالم به این امور نیاز دارد. به عددِ نیازهایی که وجود دارد حواس داده میشود. آن، تابع نظام دیگری است. عدد در آنجا هیچ نقشی ندارد . لهذا در این گونه مسائل هیچ نمیشود عدد را دخالت داد: چرا عدد ستارگانی که به دور خورشید میچرخند این قدر است؟ در اینجا عدد خصوصیتی ندارد و این امر تابع عدد نیست، یعنی اگر عدد آنها فرض کنید هفت تا باشد، نه اینکه عدد ٧ تأثیری در این کار داشته است. یک مثال دیگر: فرض کنید بیایند جمعیت ما را در اینجا بشمارند. یک عددی در میآید، مثلاً«٥٦». کسی میگوید چرا پنجاه و شش تا، چرا پنجاه و هفت تا نیست؟ میگوییم این عدد شدن، تابع یک سلسله علل دیگر است. آنچه که در اینجا نقش ندارد اصالت خود عدد است.
آیا عدد در کار عالم یا انسان نقش دارد؟
البته بحثی مطرح است که آیا هست در جایی که عدد در کار عالم یا در کار انسان نقش داشته باشد؟آیا ما داریم چنین چیزی که خود عدد در کار عالم به طور کلی یا در کار انسان در مواردی نقش داشته باشد؟ بودهاند در دنیا ـ و شاید حالا دیگر نباشندـ فیلسوفانی که برای عدد به طور کلی، در کل نظام هستی نقش قائل بودهاند. در تاریخ فلسفه، قدیمی ترین فردی که اسمش برده میشود (حتماً قبل از او هم بوده است)که عالم را بر اساس عدد توجیه میکرده است فیلسوفی است یونانی که اصلاً مصری
[١] .امروز آمدهاند همينها را به بيش از پنج تا تجزيه كردهاند.