آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦
به صورت کلی رسیدگی میشود؛ در درون انسان هم هر کسی خودش به حساب خودش میرسد. پس یک میزانِ عدل الهی است که در قیامت بپا میشود، یک میزان کل، و یک میزان و ترازوی جزئی است که در قلب هرکسی وجود دارد و آن همین نفس لوّامه است.
پس سوگند به ترازوی عدل بزرگ که قیامت است، و سوگند به ترازوی عدل کوچک در درون انسان به نام نفس ملامتگر. از قرائن معلوم است که این سوگندها (سوگند نمیخورم یعنی در واقع جای سوگند خوردن است و تلویحاً کأنه سوگند میخورم) یعنی به حقیقتِ این ترازوی عدل کلی و به حقیقتِ این ترازوی عدل جزئی قسم که شما مبعوث خواهید شد و رها شده نیستید.
بعد جملهای دارد که منظور انسانهایی هستند که در آن زمان هم بودهاند و در همه زمانها هستند: اَیحْسَبُ الاِْنْسانُ اَ لَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ آیا انسان گمان میبرد که ما استخوانهای او را، ذرات پوسیده متفرق شده استخوان او را گرد نخواهیم آورد؟ حالا چرا این کلمه گفته شده؟ چون منکرین قیامت در آن زمان از طریق استبعاد انکار میکردند، میگفتند تو که میگویی قیامت، مگر چنین چیزی ممکن است که این بدنها و استخوانهایی که میپوسد و ذراتش متفرق میشود و هر ذرهاش به جایی میرود، این همه ذرات پوسیده از نو جمع بشود: وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِی خَلْقَهُ قالَ مَنْ یحْیی الْعِظامَ وَ هِی رَمیمٌ[١] . آن شخص استخوان پوسیدهای از یک انسانی را از قبرستان پیدا کرد و آمد در مقابل پیغمبر ایستاد، آن استخوان پوسیده را با دست خودش نرم و پودر کرد، آنگاه فوت کرد، بعد گفت: کیست که بیاید اینها را زنده کند؟ چه کسی میتواند چنین کاری بکند؟
[١] .يس / ٧٨.